Ebrahim Molavi

Assistant Professor

Update: 2026-07-27

Ebrahim Molavi

Faculty of Art and Architecture / Department of Urban Engineering

Master Theses

  1. طراحی دهکده‌های اقامتی_تفریحی با تأکید بر ایجاد کمپینگ‌های گردشگری_ورزشی (نمونه موردی: شهرستان چادگان اصفهان)
    2025
    امروزه گردشگری ورزشی به‌عنوان یکی از پررونق‌ترین شاخه‌های صنعت گردشگری، نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف ایفا می‌کند. طراحی و ایجاد کمپ‌های گردشگری–ورزشی در قالب دهکده‌های اقامتی–تفریحی می‌تواند ضمن ارتقای سطح خدمات گردشگری، بستری مناسب برای افزایش آمادگی جسمانی ورزشکاران حرفه‌ای و نیز جذب گردشگران عمومی فراهم سازد. پژوهش حاضر با هدف طراحی دهکده‌های اقامتی–تفریحی با تأکید بر کمپینگ‌های گردشگری–ورزشی در شهرستان چادگان اصفهان انجام شده است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی–تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته در میان 384 نفر از گردشگران و ورزشکاران نمونه جمع‌آوری گردید. ابزار تحقیق بر مبنای پنج بعد اصلی سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، زیرساختی و ارتباطی و 22 زیرمعیار طراحی شد. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و برای ارزیابی روایی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. داده‌های گردآوری‌شده با نرم‌افزار SPSS تحلیل گردید و در بخش استنباطی از آزمون همبستگی اسپیرمن جهت بررسی روابط بین ابعاد و زیرمعیارها بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که بعد مدیریتی بیشترین نقش را در موفقیت طراحی کمپ‌های گردشگری–ورزشی دارد و پس از آن ابعاد اقتصادی و سیاسی از اهمیت بالاتری برخوردارند. ابعاد زیرساختی و ارتباطی نیز هرچند تأثیرگذارند، اما نقش مکمل داشته و در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. بر اساس تحلیل‌ها، عواملی نظیر برنامه‌ریزی دقیق، هماهنگی بین‌دستگاهی، تأمین منابع مالی، سیاست‌گذاری مناسب، استفاده از فناوری‌های نوین و ایجاد امکانات رفاهی و ورزشی استاندارد از مهم‌ترین الزامات طراحی محسوب می‌شوند. نتایج این تحقیق ضرورت توجه به توسعه مراکز اقامتی–ورزشی در مناطق کوهستانی و خوش‌آب‌وهوای برون‌شهری مانند چادگان را آشکار می‌سازد؛ زیرا چنین اقداماتی نه تنها به ارتقای کیفیت زندگی و توسعه پایدار منطقه کمک می‌کند، بلکه می‌تواند چادگان را به یکی از قطب‌های گردشگری ورزشی کشور تبدیل نماید.
  2. طراحی و احیای لبه های مرده شهری باتاکید بر نقش ابعاد طراحی شهری ( نمونه موردی :خیابان شکریه و میرزاده عشقی شهرستان همدان)
    2025
    لبه‌های مرده شهری به فضاهایی اطلاق می‌شود که به دلایل مختلف از چرخه زندگی شهری خارج شده و کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را از دست داده‌اند. این فضاها اغلب باعث ایجاد احساس ناامنی، کاهش کیفیت زندگی و افت جذابیت محیط شهری می‌شوند. ازآنجاکه چنین فضاهایی به‌صورت ناکارآمد باقی می‌مانند، بازگرداندن آن‌ها به چرخه حیات شهری به یکی از چالش‌های اساسی مدیریت و برنامه‌ریزی شهری تبدیل شده است (Sorkin, 2011). در این میان، توسعه پایدار به‌عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در بازطراحی و احیای لبه‌های مرده مطرح است؛ زیرا با تأکید بر پایداری زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، کاهش آثار منفی زیست‌محیطی و ایجاد فضاهای ایمن و پویا برای جامعه کمک نماید (Degen, 2008).در بسیاری از شهرهای امروزی، توسعه نامتوازن و رشد بی‌رویه بدون برنامه‌ریزی جامع موجب شکل‌گیری فضاهای رهاشده و بلااستفاده در بافت شهری شده است. این فضاها علاوه بر افت کیفیت محیط‌زیست شهری، بستر افزایش جرم و تخریب منظر شهری را نیز فراهم کرده‌اند. به بیان دیگر، لبه‌های شهری که باید نقش واسطه‌ای میان فضاهای مختلف و عامل تقویت تعاملات اجتماعی و اقتصادی باشند، به‌دلیل طراحی نادرست، بی‌توجهی به نیاز کاربران و نبود هماهنگی عملکردی، به فضاهایی غیرقابل‌دسترس و بی‌هویت تبدیل شده‌اند (Shokeen & Kaur, 2024). چنین وضعیت‌هایی نه‌تنها جذابیت بصری شهر را کاهش می‌دهد، بلکه احساس تعلق و امنیت را نیز تضعیف می‌کند. بنابراین، احیای لبه‌های مرده شهری از طریق طراحی شهری هوشمندانه و زمینه‌گرا یکی از اولویت‌های راهبردی در برنامه‌ریزی و مدیریت شهری محسوب می‌شود (Sorkin, 2011). در ایران نیز، روند گسترش بی‌رویه شهرها، ضعف در برنامه‌ریزی فضایی و کمبود راهبردهای طراحی مبتنی بر زمینه، موجب افزایش لبه‌های مرده شهری در بافت‌های معاصر شده است.
  3. تبیین مؤلفه های منظر پایدار شهری در راستای باز طراحی محله سبز
    2025
    طراحی شهری اکولوژیک یکی از رویکردهای نوین برای ایجاد شهرهای پاک، پایدار و برخوردار از حس تعلق و تعاملات اجتماعی است. با این حال، در ایران تعداد محدودی از چنین طرح‌هایی اجرا شده‌اند. این تحقیق با هدف باز طراحی محله خورشید کلا در شهر بابل بر اساس یک چارچوب اکولوژیک انجام شده است. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده و داده‌ها از طریق پرسشنامه، مشاهده میدانی و مصاحبه با نمونه‌ای متشکل از ۵۰ نفر از ساکنان گردآوری شده است. تحلیل‌های آماری شامل آزمون‌های تی، تحلیل واریانس (ANOVA) و رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ بالا برای تمامی متغیرها (به عنوان مثال، فضای سبز و منظر: ۰.۹۶۲؛ تعاملات اجتماعی: ۰.۹۱۱) تأیید گردید. یافته‌های کلیدی نشان میدهد که اگرچه ارزیابی کلی از محیط زیست در سطح خنثی قرار دارد (میانگین=۳.۱۳۶، p>0.05)، شکاف جنسیتی معناداری در ادراک از امنیت وجود دارد (میانگین مردان=۳.۸۲ در مقابل میانگین زنان=۲.۶۱، p<0.001). همچنین، ساکنان جوان تر (۲۰-۳۵ سال) نارضایتی بیشتری نسبت به سالمندان از فضاهای سبز ابراز کردند (p<0.004). مدل رگرسیون چند متغیره از نظر آماری معنادار بود (F=71.101, p<0.001) و نشان داد که مؤلفه اجتماعی (β=1.170) قویترین متغیر پیش بینی‌ کننده موفقیت باز طراحی محله سبز است و ۸۶.۶ درصد از واریانس را تبیین میکند. بر اساس مقایسه وزنی چهار آلترناتیو طراحی (انطباقی، اقتضایی، تدافعی و تهاجمی)، مدل انطباقی با کسب بالاترین امتیاز (۴.۲۵ از ۵)، بهترین توازن را میان تاب آوری محیطی، نیازهای اجتماعی و قابلیت اجرایی ارائه داد. این طرح به عنوان پیشنهاد نهایی برای ایجاد منظری پایدار و فراگیر در محله خورشید کلا انتخاب شد.
  4. تبیین نقش همپیوندی فضا در ارتقاء کیفیت طراحی پیاده راه شهری (طراحی پیاده راه خیابان ولیعصر شهرکرد)
    2024
    شهرها در گذشته از قابلیت پیاده مداری بالایی برخوردار بوده و پیاده روی به عنوان اصلی ترین الگوی جابجایی مردم در داخل کانونهای زیستی به دلیل کم هزینه بودن یا در دسترس بودن آسان برای کلیه اقشار جامعه به شمار میرفت که به دنبال انقلاب صنعتی و سلطه اتومبیل در شهرها موضوع عابر پیاده به فراموشی سپرده شد. به دنبال آلودگی هوا، سیاست کاهش استفاده از وسایل نقلیه شخصی و کاهش سوخت فسیلی، رویکرد برنامه ریزی شهری در چند دهه اخیر در جهت احیای مقوله امکان افزایش قابلیت پیاده مداری در شهرها شکل گرفت. پیاده مدار کردن معابر، گامی برای رشد تعاملات اجتماعی است و افراد را بر آن میدارد تا با استفاده از وسایل نقلیه عمومی علاوه بر کمک بر کاهش ترافیک و آلودگی هوا بر زندگی ماشینی غلبه کنند. مسیرهای عابر پیاده به عنوان بخش جدایی ناپذیر سامانه حمل و نقل شهری و ارتباط دهنده مبدأ، مقصد با سواره رو است. با توجه به مسائل و مشکلاتی که وسایل نقلیه موتوری درون شهری به وجود آورده است، توجه جدی به پیاده راهها میتواند به کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا، معضلات ترافیکی و هزینه خانوارها منجر شود. پیاده روی در شهر همچنین سبب افزایش سلامتی جسمی و روحی شهروندان و خلق فضاهای شهری با کیفیت مناسب خواهد شد. در این پژوهش به تبیین نقش همپیوندی فضا در ارتقاء کیفیت طراحی پیاده راه خیابان ولیعصر شهر شهرکرد پرداخته شد. بدین منظور با استفاده از نظریه چیدمان فضا به تحلیل رابطه همپیوندی مردم – فضا پرداخته شد و هر یک پارامترهای مستقل نحو فضا با کمک نرم افزار DepthMap اندازه گیری و سنجش شد و پس از آن به تأثیر متقابل هر یک ا ز این پارامترها با پارامتر دیگر به طور توأم پرداخته شد. نتایج نشان داد که این خیابان از طول خطوط محوری، عمق فضایی، اتصال پذیری، انتخاب و همپیوندی مطلوبی برخوردار است. تحلیل نقشه همپیوندی نشان داد که طیف رن گهای گرم نشان دهنده همپیوندی بالا است. منطقه مورد مطالعه به صورت مجموعهای از محورهای همپیوند است که به تدری ج با دو ر دن از این محورهای همپیوندی، به فضاهایی با عمق بالا نزدیک میشویم. با مقایسه مقدار بیشینه همپیوندی در بافت به ارزش 96 / 2 میتوان به این نتیجه دست یافت که بافت خیابان ولیعصر با مقداری برابر با 77 / 2 در مجاورت مسیرهایی با همپیوندی بالا قرار گرفته است، در عین حال با توجه به طیف رنگی مسیرهایی که در بافت مشاهده میشود این بافت از همپیوندی بسیار خوبی برخوردار است و این مهم نشانگر یک همپیوندی مطلوب از خیابان ولیعصر میباشد. همچنین سنجش پارامترهای نحوی با وابسته نیز همچون قابلیت دسترسی، امنیت، خوانایی و انسجام و یکپارچگی حاکی از وجود وضعیتی مطلوب در این خیابان میباشد.به طور کلی نمودار پراکنش دادههای چیدمان فضایی نشان دا د که میزان عمق و همپیوندی در محدوده مورد مطالعه دارای همبستگی و رابطه خطی هستند؛ به نحوی که با افزایش میزان عمق، همپیوندی کاهش مییابد. همچنین در مورد همپیوندی و انتخاب این رابطه خطی وجود دارد، اما در مورد نسبت میان عمق و انتخاب این رابطه موجودیت ندارد و با افزایش عمق فضایی از میزان انتخاب آن مسیر کاسته میشود.در مجموع داد ههای گرافیکی تجزیه و تحلیل چیدمان فضا ابزار بسیار مؤثری در فرایند طراحی شهر محسوب م یشوند؛ به نحوی که تأثیر دخالتهای کالبدی در بافت شهر به صورت گرافیکی دیده میشود. لذا طراح شهری در مرحله ایجاد گزینه های مختلف طراحی میتواند تأثیر انتخاب خود را بر ساختار کلان شهر مشاهده کند و به بهترین نتایج دست یابد.
  5. آسیب شناسی و باز طراحی منظر تاریخی شهر با رویکرد پیاده مداری نمنه موردی : محور میدان حسن آباد - میدان امام خمینی در تهران
    2024
    به طور کلی در شهرهای امروزه توجه به استاندارد های پیاده مداری از جمله پر اهمیت ترین موارد در استاندارد شهری میباشد ، یکی از مباحثی که در استاندارد شهری دارای اهمیت ویژه ای می باشد توجه به آسیب شناسی بافت های تاریخی جهت تبیین استاندارد های پیاده مدار ی است، در این پژوهش به آسیب شناسی و بازطراحی منظر تاریخی شهر با رویکرد پیاده مداری در محور میدان حسن آباد تا میدان امام خمینی تهران پرداخته شده است همچنین شیوه جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به صورت پرسشنامه بوده از روشهای همبستگی دو متغیره پیرسون و تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره برای تحلیل اطلاعات استفاده شده و در انتها از طراحی سه بعدی جهت بررسی پتانسیل های محدوده مورد مطالعه استفاده گردیده همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مهمترین مساله برای بهبود وضعیت فعلی و نزدیکتر کردن شرایط محدوده محور میدان حسن آباد -میدان امام خمینی (توپخانه) در تهران به یک محو ر پیاده مدار استاندارد ، ایجاد کاربریهای فعال 24 ساعته به همراه فضاسازی در داخل این مسیر میباشد. همچنین توجه به همه شمول بودن مسیر یعنی قرار دادن امکانات دسترسی برای معلولین، کودکان، زنان و ... نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد. در رابطه با حذف مسیر سواره هم میبایست به تامین فضای پارک در اطراف محدوده محور میدان حسن آباد-میدان امام خمینی (توپخانه) در تهران و فراهم آوردن تسهیلات و زیرساختهای دوچرخه عمومی اشاره کرد. نور پردازی، پوشش گیاهی بومی، کفسازی و ریتم در نمای ابنیه این راسته از دیگر موارد قابل اهمیت در طراحی پیادهراه میباشند .
  6. راهکار های بازآفرینی مسیل در جهت احیای رودخانه
    2023
    زیرساخت های سبز و آبی دارای پتانسیل زیادی جهت تقویت تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی متنوع می باشند. این زیرساخت ها علاوه بر تأثیرات مثبت بر محیط زیست، تأثیرات مهمی بر شهرها و جوامع دارند که از جمله آن می توان به کاهش اثر جزیره گرمایی شهری، پیشگیری از سیل، ایجاد فرصت های تجاری و تفریحی، بهبود رفاه و سلامت ساکنان شهر اشاره کرد. بنابراین توجه به ایجاد و حفظ زیرساخت های سبز و آبی به عنوان عناصر اساسی در شهرها و مناطق شهری امری ضروری است. رودخانه ها و رودکنارها به عنوان یکی از انواع زیرساخت های سبز و آبی نقش مهمی در حفظ گونه های گیاهی و جانوری، حفظ تعادل اکوسیستم ها، تأمین آب آشامیدنی، کشاورزی و صنعتی، و تعدیل تغییرات اقلیمی ایفا نموده و با ایجاد فرصت های تفریحی و گردشگری، در توسعه اقتصاد محلی اثرگذارند. با این حال در سال های اخیر بی توجهی و تخریب رودخانه ها و رودکنارهای شهری منجر به چالش های زیست محیطی و اجتماعی-اقتصادی متعددی شده است. در این راستا مفهوم بازافرینی آبکنار به عنوان یک رویکرد جدید در بازسازی و توسعه مناطق حاشیه رودخانه ها مطرح می گردد. با وجود اقدامات مختلف صورت گرفته در طرح های بازافرینی رودکنار، دیدگاه تک بعدی، سلطه جویانه و مبتنی بر مرجع، عدم موفقیت این پروژه ها را به همراه داشته است. گنجاندن مفهوم خدمات اکوسیستم در برنامه ریزی و طرح های بازآفرینی حاشیه رودخانه، ضمن ایجاد ارتباط بین انسان و طبیعت می تواند در پایداری و موفقیت این پروژه ها موثر واقع شود. رودخانه های همدان به عنوان جزیی از طبیعت زنده یکی از عناصر هویتی و طبیعی مهم این شهر می باشند. در سال های اخیر ضعف مدیریتی سبب تبدیل این منابع محیطی به کانال های فاضلاب شده است. پتانسیل جذب مردم به منظور گذران اوقات فراغت، ارتقا کیفیت زندگی ساکنان، جبران کمبود سرانه و خدمات فضای سبز و انسجام بخشی به بافت لزوم و احیای رودخانه ها و بازآفرینی حریم آن ها را در این شهر ضروری می سازد. این پژوهش پس از بررسی و شناسایی خدمات اکوسیستم رودخانه و کیفیات قابل ارائه توسط آبکنارهای شهری به چگونگی استفاده از این خدمات در پروژه بازآفرینی حاشیه رودخانه عباس آباد همدان می پردازد و در نهایت، با ارائه راهکارهای طراحی جهت به حداکثر رساندن خدمات اکوسیستم رودخانه می تواند در تقویت و بهبود پروژه های بازآفرینی پایدار آبکنار مفید واقع
  7. تبیین الگوی انسجام ساختار فضایی محلات تاریخی شهر خرم آباد
    2023
    بر اثر گسترش و توسعه بی وقفه شهرها، الگوی سازمان فضایی و انسجام آنها دچار تحول گردیده است. این عوامل سبب ازمیان رفتن وحدت و انسجام ساختار واحد شهر و انزوای اجتماعی - اقتصادی برخی نواحی شده است. از جهتی افزایش وسعت شهرها علاوه بر پیچیدگی های کالبدی - فضایی شناخت و الگویابی استخوان بندی و ساختار فضایی شهرها را طبق تجزیه وتحلیل مولفه های شهری مسئله ای پیچیده و دشوار کرده است. ازجمله تئوری و روش هایی که توانسته به نیاز های تحلیل ساختار فضایی شهرها و مطالعات پیکره بندی فضایی پاسخ دهد، تئوری چیدمان فضا می باشد؛ بنابراین مسئله اساسی این پژوهش این است که چگونه با تجزیه وتحلیل ساختار فضایی محلات تاریخی شهر خرم آباد به کمک ابزار چیدمان فضا، می توان به تبیین الگوی انسجام این محلات کمک نمود. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی می باشد. در ابتدا با استفاده از روش چیدمان فضا نقشه خطوط محوری محلات تاریخی، در دو دوره مدنظر و همچنین نقشه محلات تاریخی به صورت تفکیک شده در دوره معاصر تولید شده سپس تجزیه وتحلیل شاخص همپیوندی در محیط Depthmap و ارزیابی ارزش های فضایی صورت گرفته است. به دلیل ارتباط میان مفهوم انسجام با ارزش همپیوندی، این شاخص (همپیوندی) به عنوان اساسی ترین مفهوم در این روش، برای بررسی انسجام ساختار فضایی محلات تاریخی شهر خرم آباد و مطالعه و بررسی ارزش راسته های تاریخی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. این نتیجه به دست آمد که علت بروز ازهم گسیختگی و کاهش انسجام، تغییرات ارزش درجه بندی مولفه همپیوندی ساختار فضایی شبکه معابر است. مداخلات شهرسازانه در سال های اخیر، در نبود رویکردی زمینه گرا و بدون شناخت الگوهای کالبدی پیشین، منجر به عدم انسجام ساختار فضایی محلات تاریخی شده است. همچنین طرح های نوسازی و بهسازی که امروزه در حال اجرا هستند با بی توجهی به ساختار فضایی بافت محلات تاریخی و تأکید بر روی پوسته و یک نگاه کمی، قادر به حل مسائل و مشکلات ساختاری – کالبدی این محدوده نبوده اند. در ارتباط با نمونه موردی می توان بیان کرد که در سال 1348 بدون درنظرگیری سلسله مراتب افزایش همپیوندی در شبکه معابر، خیابان های جدید همپیوندی بالاتری نسبت به سایر معابر دارند. خیابان امام چه در دوره معاصر چه در سال 1348 بالاترین درجه از همپیوندی را داشته است. در سال 1348 هسته فعال و همپیوند شهر از خ
  8. بررسی عوامل مؤثربر ارتقا سیما و منظر شهری با تأکید بر پیاده راه ها در شهر اصفهان
    2023
    امروزه زندگی شهری مدرن و تراکم ناشی از آن و اتومبیل محوری، تمامی فضاهای شهری را از فضاهای پیاده مدار دور نموده است. بطوریکه سلطه بی قید و شرط اتومبیل های شهری و به تبع آن تداخل حرکت سواره و پیاده از کیفیت زندگی در شهر کاسته است؛ علاوه بر آن نقش پیاده روی به عنوان یکی از ارکان مهم سلامت روحی و جسمی شهروندان بسیار کمرنگ شده است. یکی از عوامل موثر بر کیفیت پیاده روهای شهری، ارتقای سیما و منظر شهری در فرایند پیاده مداری است. سیما و منظر مناسب سبب ایجاد سرگرمی مثبت در افراد شده و در نتیجه سبب ایجاد حس مثبت در فرد شده و موجب کاهش استرس و افکار آزاردهنده می شود. بنابراین هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل موثر بر ارتقای سیما و منظر شهری با تاکید بر پیاده روهای شهر اصفهان است. روش پژوهش کیفی بوده است و در این پژوهش روش جمع آوری داده به صورت میدانی و با کمک پرسشنامه ی طیف پنج درجه ای لیکرت انجام پذیرفته است. تعداد نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 384 نفر است. روش تجزیه وتحلیل، روش آماری است که در دو بخش آمار توصیفی و اسستنباطی صورت پذیرفته است. در بخش آزمون استنباطی از آزمون های تحلیل رگرسیون و آنالیز واریانس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد شهروندان اصفهانی اعتقاد دارند که وضعیت موجود سیما و منظر شهری پیاده روهای شهر اصفهان بالاتر از حد متوسط است. به طوریکه سه بعد اجتماعی، فرهنگی و کالبدی منظر شهری اصفهان بالاتر از حد متوسط و مطلوب ارزیابی شده است. بین این سه بعد با منظر پیاده روهای ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد؛ بدین معنی که با افزایش کمیت و کیفیت هریک از این ابعاد، وضعیت موجود منظر پیاده روهای شهر اصفهان نیز بهبود می یابد. به طوری که هر واحد افزایش در بعد اجتماعی، 0.362 و در واحد افزایش در بعد کالبدی، 0.990 واحد بر ارتقای کیفیت موجود سیما و منظر شهری اصفهان تاثیر می گذارد و بعد فرهنگی بر وضعیت موجود سیما و منظر شهری تاثیر معناداری ندارد. بنابراین برای افزایش کیفیت و کمیت سیما و منظر شهری لازم است اقداماتی از قبیل بهبود وضعیت رنگ و فرم مصالح در کف پیاده روها، نورپردازی مناسب در پیاده روها، بهبود فعالیت های هنری و اقتصادی در کنار پیاده روها، ایجاد فضاهای سبز پیوسته در کنار پیاده روها و بهبود وضعیت نیمکت در مسیرهای پیاده انجام گیرد.