Somayeh Salmanian

Assistant Professor

Update: 2026-07-27

Somayeh Salmanian

Faculty of Humanities / Department of Theology

Master Theses

  1. الگوسازی تربیتی پیامبران در قرآن کریم بر اساس تفسیر انور باز(موردکاوی الگوهای مربوط به حضرت سلیمان و حضرت صالح علیهما السلام)
    2025
    یهدف هذا البحث إلی نمذجه القیم والأبعاد التربویه المستنبطه من قصص نبیّی الله سلیمان وصالح علیهما السلام فی القرآن الکریم، فی ضوء منهج التفسیر التربوی کما قدّمه أنور الباز، بوصفه منهجا معاصرا یُعنی باستکشاف الدلالات التربویه للآیات وربطها ببناء الفرد وإصلاح المجتمع. وتنطلق الدراسه من فرضیه أنّ القصص القرآنی یتجاوز البعد السردی والتاریخی لیؤدّی وظیفه تربویه تأسیسیه فی تشکیل النماذج الإنسانیه وتقویم السلوک القیمی والاجتماعی. وتستمدّ الدراسه أهمیتها من ترکیزها علی تفسیر أنور الباز، الذی یُبرز المقاصد المعرفیه والوجدانیه والسلوکیه للنص القرآنی، ویؤسّس لرؤیه تربویه تجمع بین أصاله الوحی ومتطلبات الواقع المعاصر. کما تکمن أهمیتها فی تقدیم نموذجین نبویین متکاملین یسهمان فی بلوره إطار تربوی قابل للتفعیل فی مجالی التربیه والتعلیم. وقد اعتمد البحث علی المنهج الوصفی التحلیلی فی دراسه النصوص التفسیریه، مع توظیف المنهج الاستنباطی لاستخراج القیم والدروس التربویه وربطها بالسیاقات الإنسانیه والاجتماعیه المعاصره. وتوصّلت الدراسه إلی أنّ قصه سلیمان علیه السلام، فی تفسیر أنور الباز، تقدّم نموذجا تربویا قیادیا یقوم علی التکامل بین الحکمه الإیمانیه والکفاءه الإداریه، ویؤکّد مرکزیه العدل والشکر وحسن إداره النعمه فی تحقیق الاستقرار والاستخلاف الرشید. کما بیّنت أنّ قصه صالح علیه السلام تبرز نموذجا إصلاحیا دعویا یرتکز علی الصبر والثبات والحوار القائم علی الحجه، مع التحذیر المسؤول من عواقب الانحراف عن السنن الإلهیه. وخلصت الدراسه إلی أنّ الجمع بین النموذجین یقدّم منظومه تربویه شامله تجمع بین بُعد القیاده وبُعد الدعوه، ویؤکّد أنّ القصص القرآنی، فی ضوء تفسیر أنور الباز، یُعدّ مصدرا تربویا أصیلا فاعلا فی بناء الشخصیه المتوازنه فی العصر الحاضر.
  2. تحلیل تطبیقی ترجمه های فارسی آیات متشابه لفظی (موردکاوی ترجمه های آیتی، خرمشاهی، فولادوند، شعرانی، قمشه ای و مکارم)
    2015
    از جمله موضوعات مورد بحث در حوزه علوم قرآنی، آیات متشابه لفطی است. مقصود از آن آیاتی است که بدون هیچ گونه تفاوت و گاه با تغییری اندک در ساختار صرفی یا ابدال و یا ساختار جمله، دوبار یا بیشتر در آیات قرآن تکرار شده اند. آثار ارزشمندی در گذشته و حال در این زمینه پدید آمده که در آنها با رویکرد بلاغی و ادبی و یا با استفاده از سیاق و استمداد از علم لغت به بررسی علل این تفاوت ها پرداخته اند. صاحبان این آثار در صدد اثبات این نکته بوده اند که تکرار در قرآن وجود ندارد بلکه این تکرار، ظاهری است و قصد و هدفی حکیمانه در آن نهفته است که آن را از آیه یا آیات مشابه متمایز می نماید. فهم این هدف و به تبع آن برگردان درست معنای مورد نظر از این گونه آیات نیازمند نگاه تیزبین و آشنا با سیاق قرآنی، علم بلاغت، نحو و لغت است. این دسته از آیات در زبان فارسی و از جنبۀ معناشناختی کم تر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر آن بوده تا گامی هرچند کوچک و ناچیز در این زمینه بردارد و به توصیف، تحلیل و تطبیق انتقادی ترجمۀ شش تن از مترجمان فارسی قرآن کریم:( آیتی، خرمشاهی، شعرانی، فولادوند، قمشه ای و مکارم) بپردازد. در این جُستار به بررسی آن دسته از آیات متشابهی پرداخته شده که دارای تفاوت های بسیار ظریفی با یک دیگر هستند و این تفاوت ها قابلیت برگردان دقیق به زبان فارسی را دارا می باشند؛ مانند اختلاف در اسم و فعل، ماضی و مضارع، ابدال، تقدیم و تأخیر، مؤکد و غیر مؤکد. برآیند این پژوهش نشان می دهد که مترجمان یادشده معمولاً بدون توجه به تفاوت های ظریف موجود بین این گونه از آیات، آن ها را به صورت یکسان ترجمه نموده و دقت کافی در این امر را لحاظ نداشته اند. البته از میان ترجمه های پیش گفته، ترجمۀ آقای فولادوند در برگردان فارسی آیات متشابه موفق تر از سایرین بوده است.