حسین ترابزاده خراسانی

Assistant Professor

Update: 2026-10-17

حسین ترابزاده خراسانی

Faculty of Engineering / مهندسی عمران

P.H.D dissertations

  1. برآورد پوشش برفی در حوضههای کوهستانی مبتنی بر تصاویر ماهوارهای اصلاح شده و کاربرد مدل های هیدرولوژیکی براساس سناریوهای تغییر اقلیم گزارش پنجم IPCC
    چکیده: با توجه به دشواری تهیه داده های برف سنجی بصورت میدانی، سنجش از دور به عنوان یک راه حل سریع و مقرون به صرفه در تهیه این داده ها و ارائه آنها به مدل های اقلیمی شناخته شده است. هدف از این مطالعه برآورد و شبیه سازی سطوح برفی بر اساس شرایط تغییر یافته اقلیمی و اطلاعات ماهواره ای اصلاح شده، به منظور افزایش دقت مدل های هیدرولوژیکی در برآورد سطوح مربوطه و ارزیابی مدل های مذکور می باشد. در این خصوص از مدل های SRM و CA براساس الگوهای سناریوهای اقلیمی IPCC مبتنی بر داده های میدانی و تصاویر ماهواره ای استفاده گردید. یکی از مشکلات استفاده از داده های ماهواره ای در برف سنجی، وجود پدیده ابرناکی در تصاویر آنها است که موجب گسستگی زمانی- مکانی داده ها، و در نتیجه کاهش کارایی آنها می شود. در این تحقیق، به منظور ارائه چارچوب مناسبی برای حذف اثر ابرناکی در تصاویر ماهواره ای، با استفاده از داده های زمینی مربوط به عمق برف، متوسط دما و بارش روزانه در ایستگاه های برف سنجی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و بخش غربی حوضه آبریز دریاچه مازندران، تصاویر روزانه MOD10A1 سنجنده مودیس، در دو مرحله بصورت زمانی- مکانی مورد پردازش قرار گرفتند. نتایج مدل رگرسیون خطی چندمتغیره نشان داد که مقادیر شاخص تفاضلی نرمال شده برف (NDSI) با داده های زمینی ایستگاه های برف سنجی موجود، همبستگی بالا (047/0=RMSE (بی بعد) و 85/0=r) دارد. بر همین اساس مناطق پوشیده شده با ابرناکی در تصاویر مودیس با مقادیر حاصل از مدل جایگزین شدند. در مرحله دوم، با کمک روش های زمین آماری و با لحاظ کردن موقعیت مکانی هر پیکسل، مقادیر جدید NDSI محاسبه شد. با بررسی رابطه بین NDSI و میزان بارش تجمعی برف در بازه زمانی دی تا اسفند ماه سال 1397 مشخص شد که جایگزینی تصاویر ماهواره ای اولیه با تصاویر تصحیح شده موجب افزایش ضریب تبیین (R2) از 63/0 به 81/0 شده است. این امر نشان دهنده بهبود دقت در برف سنجی ماهواره ای با استفاده از روش حاضر است. سپس در مدل ریزمقیاس نمایی LARS-WG توسط مدل HadGEM2-ES به پیش بینی دما و بارش روزانه توسط سناریوهای RCP8.5 و RCP2.6 پرداخته شد. نتایج نشان داد با توجه به افزایش دما و کاهش بارش، هوا در دوره های آینده گرم تر شده و شاهد کاهش مقدار امواج سرمایی خواهیم بود که این افزایش دما و کاهش بارش برای سناریو RCP8.5 بیشتر بوده

Master Theses

  1. ارزیابی تاثیر پارامترهای مورفولوژی شهر بر توزیع و شدت جزایر حرارتی شهری
    رشد روزافزون شهرنشینی افزایش ساخت و سازها کاهش پوشش گیاهی و تغییرات اقلیمی در دهه های اخیر موجب تشدید پدیده ای به نام جزایر حرارتی شهری Urban Heat Islands - UHI شده است. این پدیده باعث میشود دمای مناطق شهری به طور متوسط بین یک تا پنج درجه سانتیگراد بیشتر از نواحی پیرامونی باشد و در نتیجه پیامدهایی چون افزایش مصرف انرژی، تشدید آلودگی هوا بروز مشکلات تنفسی بیماریهای مرتبط با گرما مانند گرمازدگی بیماریهایی ناشی از گرما و اختلال در سلامت عمومی به ویژه در میان سالمندان و کودکان را به دنبال داشته باشد در چنین شرایطی شناخت و تحلیل عوامل موثر بر شدت و توزیع این جزایر حرارتی برای بهینه سازی محیطهای شهری ضروری به نظر میرسد داده های سنجش از دور کمک میکنند تا بتوانیم با استفاده از ماهواره ها شاخصهای مورد نظر را استخراج کرده و با تحلیل بررسی میتوان رابطه بین این شاخص ها و پدیده جزایر حرارتی شهری را در اقلیمهای مختلف به دست آورد که در این تحقیق عوامل افزایش و کاهش جزایر حرارتی شهری در بازه زمانی بلند مدت به دست آمده و رابطه بین این شاخصها و پارامترها با دمای سطح زمین مورد بررسی قرار گرفته اند. در این تحقیق با استفاده از داده های ماهواره ای 5, 7, 8 LANDSAT دمای سطح زمین (LST) و شاخصهای طیفی شامل NDBI NDVI NDISI MNDWI NDII NDWI و پارامتر مورفولوژی شهر SEI برای دو شهر همدان و مشهد در دو فصل تابستان و زمستان در بازه زمانی بلند مدت 20 ساله برای سالهای 2005، 2010، 2015، 2020، 2024 استخراج شدند. همچنین برای درک بهتر تغییرات مکانی سطح زمین نقشه های LULC برای بازه های زمانی پنج ساله تولید شدند سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون خطی تک متغیره و چند متغیره رابطه بین LST و این شاخصها بررسی شد نتایج رگرسیون تک متغیره نشان داد شاخصهای مرتبط با ساخت و ساز و سطوح نفوذ ناپذیر به ویژه NDISI رابطه مثبت و قوی تر و پایدارتری با LST نشان دادند (0٫88 تا 0,98 و نتایج رگرسیون خطی چند متغیره نشان داد که در دو فصل شاخص سطوح نفوذ ناپذیر نقش افزاینده و معناداری در تغییرات LST داشته اند و در هر دو رگرسیون شاخصهای مرتبط با رطوبت سطح و گیاه در هر دو فصل عمدتا نقش تعدیل کننده خنک کننده ایفا کرده اند و شاخص پوشش گیاهی نقش ثانویه و تنظیم کننده داشته است و همچنین نتایج شاخص بهبود سایه نشان داد که در هر دو شهر به عنوان یک عامل تعدیل کننده حرارتی عمل میکند و اثر مکمل و وابسته به زمینه دارد اما شدت اثر آن وابسته به شرایط اقلیمی و ویژگیهای فضایی هر شهر است. همچنین اعتبار سنجی دمای به دست آمده از ماهواره با داده های ایستگاههای سینوپتیک (همدان 0,94 R2 و مشهد 0,90 (R) انجام شد. این تحلیلها به درک بهتر از نحوه تاثیر فرم و ساختار فیزیکی شهر بر محیط زیست کمک کرده و زمینه ساز ارائه راهکارهایی برای کاهش اثرات منفی گرمای شهری توسعه زیر ساختهای پایدار و افزایش تاب آوری اقلیمی در
  2. : ارزیابی تداخل‌سنجی راداری در تخمین عمق و آب معادل برف ( مطالعه موردی: حوضه سد اکباتان )
    برف عامل مهم تامین آب در مناطق کوهستانی است. نزولات آسمانی در فصل زمستان به‌صورت برف ذخیره شده و با ذوب تدریجی، آب حاصل از آن وارد رودخانه‌ها می‌گردد. مقدار آب حاصل از ذوب برف به آب معادل برف معروف است و از حاصل‌ضرب عمق و چگالی برف بدست می‌آید. پرشدن مخازن و منابع آب بسیاری از شهرها به آب حاصل از ذوب برف وابسته است و مدیران آب سعی می‌کنند میزان آبی که از برف زمستانی حاصل می‌شود را ارزیابی کنند. انجام این‌کار مدیران آب را قادر می‌سازد تا تخمین بزنند که پس از ذوب برف در فصل بهار چه مقدار آب در دسترس خواهد بود. عمق برف در مناطق مختلف متفاوت بوده و به دلیل آب و هوای نامساعد و شرایط سخت مناطق کوهستانی در فصل بارش و انباشت برف، تعیین عمق و محاسبه آب معادل برف به روش ایستگاه‌های زمینی دشوار، پرهزینه و کم دقت است. استفاده از سنجش از دور روش مناسبی برای تعیین مقدار ذخیره آبی و مدیریت آب معادل برف است. هدف از این پژوهش، استفاده از قابلیت‌ سنجش از دور راداری برای محاسبه آب معادل برف حوضه آبریز سد اکباتان در زمستان سال 1401 می‌باشد. این امر کمک شایانی به مدیریت منابع آبی شهر همدان می‌نماید. برای این منظور، اطلاعات عمق و تاریخ آخرین برف سال 1401 از ایستگاه برف‌سنجی منطقه اخذ شد. دو تصویر فاقد برف Sentinel-1 در اواخر آبان ماه تهیه گردید. تصویر سوم هم‌زمان با آخرین بارش برف سال فراهم شد. با انجام تداخل‌سنجی راداری، تداخل‌نگار که حاوی عمق و حجم برف منطقه بود، به‌دست آمد. با استفاده از چگالی و حجم برف بدست آمده، مقدار آب معادل برف حوضه سد اکباتان محاسبه شد. برای ارزیابی دقت تداخل‌سنجی، از پردازش تصاویر Sentinel-1 سایر ایستگاه‌های استان استفاده گردید. نتایج نشان داد روش تداخل‌سنجی دقت میانگین45/3 سانتی‌متر و RMSE= 2/32 در تعیین عمق برف دارد. دقت روش تداخل‌سنجی 18 درصد بیشتر از تعیین آب معادل برف به‌روش متوسط ایستگاه‌های زمینی است و می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش‌های دشوار و پرهزینه اندازه‌گیری آب معادل برف به روش ایستگاه‌های زمینی در مناطق کوهستانی باشد. واژه‌های کلیدی: آب معادل برف، تداخل‌سنجی راداری، سد اکباتان، سنتینل یک، سنجش‌ از دور، عمق برف.
  3. تهیه نقشه تخریب ناشی از زلزله با استفاده از تصاویر راداری
    چکیده زلزله سرپل ذهاب در آبان ماه 1396 با بزرگی 7/3 ریشتر خسارات گسترده ای به مناطق شهری و روستایی استان کرمانشاه وارد کرد و ارزیابی سریع این خسارات برای مدیریت بحران و امدادرسانی ضروری بود این پژوهش با هدف بررسی قابلیت سنجش از دور راداری در تهیه نقشه تخریب مناطق زلزله زده و شناسایی شدت آسیب زیاد متوسط (کم انجام شد. در این مطالعه از داده های راداری -Sentinel 1 برای تکنیک تداخل سنجی راداری (InSAR) استفاده گردید و تصاویر قبل و بعد از زلزله با فاصله زمانی 24 روزه پردازش شدند؛ همچنین تحلیل ،همدوسی شدت ،بازتاب گرادیان فاز و شاخصهای اپتیکی مانند NDBI برای شناسایی تغییرات شهری به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که حداکثر جابجایی سطح زمین در نزدیکی گسل اصلی زاگرس تا 0/7 متر در راستای خط دید سنجنده رخ داد کاهش همدوسی تا 0/3 در نواحی شهری مرکزی سرپل ذهاب مشاهده شد که نشان دهنده تخریب شدید ساختمانها بود و تفاضل NDBI قبل و بعد از زلزله تغییرات منفی تا 0/15 را در مناطق آسیب دیده ثبت کرد که با گزارشهای میدانی هم خوانی داشت. این دستاوردها تایید کرد که فناوری راداری ابزاری موثر برای ارزیابی سریع خسارات است و میتواند در مدیریت بحران و برنامه ریزی بازسازی به کار گرفته شود هر چند محدودیتهایی مانند نویز اتمسفری و کاهش همدوسی در مناطق گیاهی نیازمند ترکیب با داده های اپتیکی برای دقت بیشتر است.
  4. برآورد میزان تاج پوشش درختان در جنگلهای باز با استفاده از دادههای ماهواره 2-Sentinel
    جنگل ها ی ایران جزء اکوسیستم های ارزشمندی هستند که نقش مهمی در زیست ساکنان آن در طول تاریخ داشته اند. امروزه برای مدیریت جنگل ها، استفاده از نقشه‎های بروز و دقیق امری ضروری محسوب می شود و روش های سنتی و زمینی جهت تهیه نقشه از اطلاعات جنگل ها دارای محدودیت هستند. در مقابل، تکنیک های سنجش از دور جایگزین مناسبی برای روش های سنتی و زمینی می باشند. در این پژوهش، عملکرد مدل INFORM در جنگل های باز شهرستان سروآباد واقع در استان کردستان ارزیابی شده است. با توجه به ویژگی های جنگل های باز، اطلاعات زمینی در 70 قطعه نمونه به صورت تصادفی در سه دسته (متراکم، متوسط و تُنک) از منطقه مطالعاتی جمع آوری شد. مدل انتقال تابش PROSPECT-INFORM در نرم افزار ARTMO برای هر دسته پیاده سازی شده و بازتاب ثبت شده توسط ماهواره Sentinel-2 برای هر قطعه نمونه با استفاده از دو فاکتور R² و RMSE مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج سه پارامتر ساختاری جنگل، تعداد درخت در واحد سطح، تاج پوشش و ارتفاع درختان برای هر سه دسته به ترتیب (75/0، 53/0 و 34/0)= R²و (14، 30 و 63)= RMSE(43/0، 37/0 و 39/0)= R²و (22/0، 24/0 و 51/0)= RMSEو (046/0، 026/0 و 003/0)= R²و (86/1، 51/2 و 86/2)= RMSEبه دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان کرد مدل INFORM برای برخی مشخصه های ساختاری جنگل مانند تعداد درخت در واحد سطح و تاج پوشش موثر بوده و برای مشخصه ارتفاع مناسب نمی باشد. در نهایت میزان تاج پوشش جنگل که از طریق مدل INFORM محاسبه شده است، با استفاده از مقادیر زمینی، تصاویر پهپاد و تصاویر ماهواره ای اعتبارسنجی شد. دقت به دست آمده (R2= …) برای جنگل های باز، که پراکنش تاج پوشش در آنها بسیار ناهمگن است، قابل قبول می باشد.
  5. بررسی ارتباط تغییرات اقلیمی با تغییرات پارامترهای فنولوژیک جنگل با استفاده از سنجش از دور در بازه زمانی (1387-1397)
    تغییر اقلیم به تغییرات عوامل آب و هوایی یک منطقه در یک دوره زمانی بلند مدت اطلاق می شود و تاثیر مهمی بر فرآیندهای اکولوژیکی آن منطقه دارد. مطالعه پویایی فنولوژیکی پوشش گیاهی در درک واکنش رفتار اکوسیستم های زمین در مواجهه با تغییرات اقلیمی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط تغییرات اقلیمی با تغییرات پارامترهای فنولوژیک جنگل های زاگرس در منطقه مریوان با استفاده از سنجش از دور می باشد. به منظور استخراج پارامترهای فنولوژیکی نیاز به بررسی شاخص های پوشش گیاهی می باشد. برای این منظور، داده های سری زمانی شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال شده (NDVI) و شاخص پوشش گیاهی بهبود یافته (EVI) مستخرج از تصاویر سنجنده مادیس در سری زمانی ده ساله (2019-2009) استفاده گردید. جهت استخراج پارامترهای فنولوژی از جمله شروع (SOS)، پایان (EOS) و طول فصل رویش (LOS)، داده های سری زمانی ده ساله با استفاده از روش های NDVIratio و EVIratio، محاسبه و توسط دو تابع Savitzky-Golay و Moving Average هموارسازی شدند. اعتبارسنجی پارامترهای فنولوژی توسط محصول MCD12Q2 سنجنده مادیس انجام شد. نتایج نشان می دهد که پارامتر شروع فصل حاصل از شاخص پوشش گیاهی EVIratio برآورد دقیق تری (R2 = 0.91) نسبت به نتیجه حاصل از شاخص NDVIratio ارائه داده است. در اینجا، دامنه شروع و پایان فصل در مدت 10 سال و همچنین نرخ سالیانه افزایش و کاهش SOS و EOS را بنویسید. جهت بررسی تغییرات اقلیمی، از داده های دما، دمای بیشینه، کمینه و متوسط ماهانه (Tmax, Tmin, Tmean) و بارش استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون خطی تک متغیره بین سری زمانی پارامترهای فنولوژیکی و متغیرهای دما نشان داد که دمای ماه های ژانویه و فوریه در نیمه زمستان بیشترین نقش را در تعیین زمان شروع فصل رویش در منطقه ایفا می کنند. همچنین دمای ماه اکتبر بیشترین میزان تاثیر را بر زمان پایان فصل رویش پوشش گیاهی دارد. هرچند رابطه معنی داری بین پارامترهای فنولوژیکی با میزان بارش مشاهده نشد.
  6. برآورد میزان خسارت ناشی از سرمازدگی در درختان گردو با استفاده از سنجش از دور در بازه زمانی )1392 تا 1400)
    یکی از مسائل مهم در باغها، از دست رفتن محصول بهدلیل سرمازدگی ناگهانی و اثرات منفی در میزان بازدهی محصولات است. خسارت سرمازدگی بهاره، ازجمله مواردی است، که مشمول پرداخت غرامت از سوی صندوق بیمه کشاورزی میباشند. بهدلیل ارزش اقتصادی نسبتاً بالای محصولات باغی، باید از روشهای دقیقتری در برآورد میزان خسارت استفاده کرد. برخلاف محصولات زراعی، که در سطح وسیع و بهصورت یکنواخت کشت میشوند، تعمیم روشهای نمونهبرداری به کل منطقه بسیار دشوار بوده و موجب کاهش دقت مدلهای برآورد خسارت میگردد. هدف این تحقیق، ارائه یک شاخص کمّی برای تخمین میزان خسارت وارده به درختان گردو بر مبنای مشاهدات ماهوارههای LANDSAT و 2-SENTINEL میباشد. لذا با کمک سری زمانی شاخصهای پوشش گیاهی EVI ،NDVI و GI، شاخص خسارت سرمازدگی بهاره )SFDI( برای باغات گردوی شهرستان تویسرکان محاسبه و در یک دوره زمانی نهساله (2013 تا 2021) مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین از فیلتر هموارسازی )Savitzky-Golay (SG برای شاخصهای پوشش گیاهی استفاده میشود، تا اثرات مزاحم، مانند ابر،گرد و غبار و نویز کاهش یابد. جهت تولید شاخص SFDI، نیاز به تعیین سال بدون سرمازدگی است، که بر مبنای گزارشات صندوق بیمه کشاورزی و وضعیت آبوهوایی، سال 2013 بهعنوان مرجع انتخاب شد. با مقایسه سریزمانی هر سال با سال مرجع و محاسبه سطح بین دو منحنی، شاخص SFDI بهدست میآید، که به خسارتهای وارده به درختان گردو مرتبط است. ارزیابی عملکرد شاخص SFDI، نسبت به برآوردهای صندوق بیمه کشاورزی، نشان میدهد که شاخص SFDINDVI با دقت )0.71 =R2( قادر به تخمین خسارت میباشد. در نهایت، بر طبق شاخص پیشنهادی، نقشه توزیع مکانی خسارت سرمازدگی بهاره در بازه زمانی مورد مطالعه تولید شد، که میتواند بهعنوان مبنای ارزیابی قرار گیرد.
  7. بررسی سقف های سازه ای مرسوم در ایران از نظر زمان و هزینه به کمک سیستم یکپارچهBIM
    صنعت معماری، مهندسی و ساختمان (AEC) یکی از بخشهای اصلی در اقتصاد ایران است. این صنعت دارای مشکلاتی مانند: "کمبود کیفیت و همکاری، ازدیاد هزینهها و تاخیر در تحویل بهموقع پروژهها" است. تخمین هزینهها و زمان ساخت، دو کمیت اساسی در مدیریت ساخت به شمار میروند. تخمین و برآورد دستی، زمانبر و دارای خطای انسانی است. مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM) میتواند در مدتزمانی کوتاه باعث خودکارسازی این فرآیند شود. BIM یک فنّاوری مرتبط با معماری، مهندسی و ساختمان است که در آن مدل سهبعدی دقیقی برای بیان جزئیات هندسی ساختمان و اجزاء آن تولید میشود. با ادغام عناصر زمان و هزینه، مدلهای چهاربعدی و پنج بعدی BIM به وجود میآید. هدف از این مطالعه، تحلیل و طراحی سقفهای مرسوم در انواع اسکلتهای سازهای برای دو نوع نگاره با زیربنا و تعداد طبقات متفاوت و رسیدن به درکی واضح دربارهی بعد چهارم BIM، پنجم BIM (به کمک ابزارهای دقیق متره BIM) و مقایسهی بار مردهی انواع سقفهای موجود در صنعت ساختمان ایران است. در این تحقیق ابتدا به کمک پرسشنامه، اطلاعاتی در خصوص تاثیر عناصر مختلف سازهای بر مقادیر هزینه و زمان جمعآوریشده است. اطلاعات حاصله مبنایی برای تحلیل و طراحی 20 نوع سازه با اسکلت، سقف، اندازه دهانه، تعداد طبقات و ... متفاوت قرارگرفته است. درنهایت اطلاعات حاصله به کمک فرآیند BIM دستهبندیشده است. در این تحقیق از دونوع سازه مختلف استفاده شده است. سازه اول در شهر تهران و با حداکثر اندازه دهانه 4/45 متر، تعداد چهار طبقه و مساحت کلی برابر با 374 متر مربع است (سازه کوچک). سازه دوم نیز در شهر تهران و با حداکثر اندازه دهانه هشت متر، تعداد 10 طبقه و مساحت کلی برابر با 11000 متر مربع است (سازه بزرگ). نتایج نشان میدهند که در میان سقفهای مرسوم، برای سازه کوچک، ارزانترین، سبکترین و سریعترین نوع سقف به ترتیب سقف تیرچه با بلوک بتنی (با 10/67 میلیون ریال بر مترمربع) ، سقف عرشهفولادی (با 390 کیلوگرم بر مترمربع) و مجدداً سقف عرشهفولادی (با شاخص زمانی 80 نفر روز) هستند. برای سازه بزرگ، ارزانترین، سبکترین و سریعترین نوع سقف به ترتیب سقف وافل در اسکلت بتنی (با 9/78 میلیون ریال بر مترمربع)، سقف وافل در اسکلت فولادی (با 540 کیلوگرم بر مترمربع) و سقف عرشهفولادی (با شاخص زمانی 800 نفر روز) هستند. صنعت ساختمان ایران از تواناییهای مرتبط
  8. تاثیر موقیت و ارتفاع سد بر ارتباط میان آب های سطحی و آب خوان
    به دنبال افزایش جمعیت و نیاز روز افزون به منابع آب؛ شناخت و پیش بینی رفتار سفره های آب زیرزمینی به عنوان یکی از مهمترین منابع آب، شناختی سودمند و راهگشا خواهد بود. این گونه مطالعات می تواند تعامل بهتر میان مصرف کنندگان و منابع را بر قرار کند و در صورتی که استفاده و تغییرات توسط مصرف کننده در جهت تخریب و تضعیف منابع باشد او را آگاه و مانع از اعمال تغییرات توسط وی شود. سد کلان ملایر، بزرگترین سد در غرب کشور ایران است که در شهرستان ملایر و در مجاورت آب خوان دشت ملایر قرار دارد، مطالعات اولیه اجرایی و فنی این سد در سال 1380 و عملیات اجرایی ساخت در خرداد ماه سال 1382 شروع شد. بهره برداری از سد کلان با ظرفیت 45 میلیون متر مکعب؛ در سال 1390 شروع شده است. در این پژوهش با استفاده از مدل MODFLOW مدل سازی دشت، در دو گام پایدار و ناپایدار انجام گرفت و سعی شد با اجرای چند سناریو شامل جابجایی مکان سد و تغییر حجم آب ورودی که پارامتر دخیل در میزان ذخیره و به دنبال آن ارتفاع سد می باشد؛ تاثیر موقعیت و ارتفاع سد را بر ارتباط میان آب خوان و آب سطحی نشان داد.
  9. مطالعه آزمایشگاهی خزش در بتن های حجیم خود تراکم
    چکیده: امروزه در کشور ایران تکنولوژی ساخت سازه های بلند رو به گسترش است . در این نوع سازه ها به دلیل میلگردگذاری متراکم و نیاز به تراکم مناسب و تسهیل حرکت بتن، استفاده از بتن خودتراکم متداول گردیده است. همچنین به دلیل زیاد بودن حجم سیمان مصرفی و بزرگ بودن ابعاد اعضا، حرارت قابل توجهی در بدنه آن ها تولید می گردد. اگرچه شمای تولید حرارت ناشی از هیدراسیون سیمان تا حدودی شناخته شده است، لیکن مقادیر کمّی رژیم حرارتی از جمله میزان دمای حداکثر و زمان وقوع آن و همچنین نرخ گرمایش و سرمایش آن از جمله پارامترهایی هستند که خصوصیات بتن را در سنین اولیه و بلندمدت تحت تاثیر قرار می دهند. از طرفی جمع شدگی و خزش بتن از جمله تغییرات حجمی بتن در طول زمان هستند که می توانند تنش ها، ترک خوردگی ها، تغییرشکل های بیش از اندازه در سازه و در نهایت کاهش عملکرد سازه را به دنبال داشته باشند. علی رغم اهمیت بسیار زیاد اندازه گیری جمع شدگی و خزش در سازه های بلند به دلیل مشکلات اندازه گیری و لزوم دقت زیاد، معمولاً مجریان از ارزیابی میزان جمع شدگی و خزش بتن های به کار رفته در سازه ها صرف نظر می نمایند . در این پایان نامه با انتخاب عیار سیمان در محدوه 450 تا 550 کیلوگرم بر مترمکعب و نسبت آب به سیمان 35/0 سعی شده است بتن خودتراکم حجیم پرمقاومت از حیث حرارتی، مقاومتی، جمع شدگی و خزش مورد ارزیابی قرار گیرد . از سرباره به میزان 45 درصد وزنی سیمان در همه ی طرح ها و از دوده سیلیسی به میزان 8 درصد وزنی سیمان در یکی از طرح ها به عنوان جایگزین سیمان استفاده شده است. شرایط هسته ی مرکزی و لایه ی سطحی بتن حجیم از طریق دو عمل آوری حرارتی و خشک، شبیه سازی گردیده اند. در عمل آوری حرارتی، نمونه های بتنی به مدت 120 ساعت داخل محفظه ای قرار گرفته اند که رژیم حرارتی بتن به طور همزمان اندازه گیری و به آن اعمال می شود. کرنش های ناشی از جمع شدگی و خزش بتن به کمک کرنش سنج الکتریکی اندازه گیری شده و نتایج آن به کمک پردازش تصاویر، صحت سنجی شده اند. نتایج نشان می دهند که صرف نظر از نوع عمل آوری، با افزایش عیار سیمان، حداکثر دمای هیدراسیون، شیب گرمایش و سرمایش، مقاومت کششی و مدول الاستیسیته بتن ها افزایش یافته است. از سوی دیگر زمان وقوع دمای حداکثر و نرخ رشد مقاومت فشاری ها در طول زمان کاهش یافته است . در عیار سیمان 550 کیلوگرم
  10. بررسی خزش، جمع شدگی و مقاومت فشاری بتن بازیافتی
    بتن بخش وسیعی از زباله های ساخت و ساز را تشکیل می دهد. در دهه های اخیر، مهندسین در جست و جوی روشی پایدار برای دفن زباله های بتنی حاصل از ساخت و ساز بوده اند. خرد کردن زباله بتنی به دانه بندی قابل استفاده برای مخلوط بتنی جدید یک راه حل مناسب است. این راه حل نه تنها میزان زباله های ورودی به محل های دفن زباله را کاهش می دهد، بلکه باعث کاهش استفاده از منابع سنگدانه های طبیعی خواهد شد. از لحاظ تجربی ثابت شده است که بتن بازیافتی به طور ذاتی ضعیف نیست و ضعف های گزارش شده اغلب ناشی از استفاده از روش طرح مخلوط نامناسب است. هدف از این پژوهش، بررسی اثر جایگزینی درشت دانه و ریزدانه طبیعی با درشت دانه و ریزدانه بازیافتی و همچنین سیمان با پودر بتن بازیافتی بر خصوصیات مکانیکی، جمع شدگی و خزش بتن هایی است که با طرح مخلوط های مختلف ساخته شده اند. به علاوه، روش طرح مخلوط جدید برای بتن حاوی ریزدانه بازیافتی پیشنهاد شده است. در واقع از روش طرح مخلوط حجم ملات برابر، برای بتن حاوی درشت دانه بازیافتی و روش طرح مخلوط پیشنهادشده برای بتن حاوی ریزدانه بازیافتی به منظور بهبود عملکرد بلند مدت بتن بازیافتی استفاده شده است. در این تحقیق، از کرنش سنج و پردازش تصویر جهت بررسی تغییرشکل های بلندمدت بتن استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که استفاده از طرح مخلوط حجم ملات برابر و پیشنهاد شده می تواند موجب افزایش مقاومت فشاری، کاهش خزش ویژه و کاهش جمع شدگی بتن های حاوی درشت دانه و ریزدانه بازیافتی در مقایسه با بتن شاهد شود. به علاوه، استفاده از طرح مخلوط رایج باعث کاهش مقاومت فشاری و افزایش جمع شدگی نمونه های بتن حاوی پودر بتن بازیافتی و ریزدانه بازیافتی در مقایسه با بتن شاهد شده است. پردازش تصویر روند نتایج اندازه گیری های کرنش سنج را تایید کرده است. به نظر می رسد که پردازش تصویر می تواند به عنوان یک روش ساده کرنش های ناشی از خزش و جمع شدگی بتن را نشان دهد.
  11. تاثیر سبک دانه ها بر روی خزش، جمع شدگی و مقاومت فشاری بتن سبک توانمند
    خسارت های مالی و جانی ناشی از زلزله در کشور ایران رو به افزایش است و بیشتر این خسارت ها ناشی از این واقعیت است که وزن زیاد بتن در این سازه ها باعث اعمال نیروهای بزرگی به سازه می گردد. این نیروها به دلایلی ممکن است باعث تخریب اجزا بتن گردد و منجر به بروز خسارت شود. در حال حاضر تحقیقات در زمینه خصوصیات بتن سبک سازه ای در حال افزایش است و ضروری است اطلاعات جامعی از عملکرد بتن های سبک ساخته شده با سنگدانه های سبک در ایران جمع آوری گردد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر سبک دانه های رایج در ایران شامل اسکوریا، لیکا و پومیس بر خصوصیات مکانیکی, جمع شدگی و خزش بتن سبک ضمن استفاده از یک طرح مخلوط ثابت است. در واقع با استفاده از این طرح مخلوط و استفاده از سبک دانه پیش اشباع سعی بر این است که با افزایش مقاومت بتن و عمل آوری داخلی عملکرد طولانی مدت بتن سبک بهبود بخشیده شود. در این پژوهش از کرنش سنج و پردازش تصویری جهت بررسی تغییرشکل های بلند مدت بتن استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به ترتیب بتن های حاوی پومیس، لیکا و اسکوریا بیشترین کاهش وزن را داشته اند. در بتن های سبک حاوی سبک دانه های پیش اشباع اسکوریا و لیکا با دستیابی به مقاومت فشاری بیشتر از 40 مگاپاسکال خزش و جمع شدگی نسبت به بتن شاهد کاهش یافته است، اما در بتن سبک حاوی سبک دانه پیش اشباع پومیس با مقاومت فشاری 27 مگاپاسکال خزش و جمع شدگی نسبت به بتن شاهد افزایش یافته است. عملکرد بتن های حاوی اسکوریا و لیکا در سایر خصوصیات بتن شامل مقاومت کششی و مدول الاستیسیته مناسب تر از بتن حاوی پومیس بوده است. پردازش تصویری روند نتایج اندازه گیری های کرنش سنج را تایید کرده است. به نظر می رسد که پردازش تصویری می تواند به عنوان یک روش ساده کرنش های ناشی از خزش و جمع شدگی بتن را نشان دهد.