مصطفی رضایی راد

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/07/25

مصطفی رضایی راد

مدیریت و حسابداری رزن / مدیریت بازرگانی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. شناسایی و رتبه بندی مهمترین فرصت ها و چالشهای استفاده از ابزارهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار های کوچک و متوسط غذایی عراق
    1405
    در عصر تحول پارادایم‌های ارتباطی، بنگاه‌های کوچک و متوسط (SMEs) صنایع غذایی عراق به منظور بقا و کسب مزیت رقابتی، ناگزیر از پذیرش ابزارهای نوین بازاریابی هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه‌بندی فرصت‌ها و چالش‌های بازاریابی دیجیتال در SMEهای صنایع غذایی عراق به روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل صاحب‌نظران حوزه بازاریابی و مدیران ارشد صنایع غذایی بود که بر اساس اصل اشباع نظری، 15 خبره به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بود که از طریق تحلیل تم و با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردید. در بخش کمی، جامعه آماری متشکل از مدیران و کارشناسان SMEهای صنایع غذایی عراق بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای 384 نفری به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای تعیین شد. گردآوری داده‌های این بخش با پرسشنامه محقق‌ساخته انجام و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های توصیفی، استنباطی و آزمون رتبه‌بندی فریدمن در نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS صورت گرفت. یافته‌های کیفی نشان داد فرصت‌ها در چهار بعد کلان (پیش‌ران‌های محیطی و رقابتی، ظرفیت‌های بازار، بازار و مشتری، و قابلیت‌های بازاریابی دیجیتال) و چالش‌ها در چهار بعد (منابع و سازمان، زیرساخت و محیط، محتوا و پلتفرم، و مشتری‌محور) جای دارند. نتایج بخش کمی حاکی از آن بود که «پیش‌ران‌های محیطی و رقابتی» رتبه نخست فرصت‌ها و «چالش‌های منابع و سازمان» رتبه اول موانع را به خود اختصاص داده‌اند. در نهایت نتیجه‌گیری شد که توفیق این بنگاه‌ها در گرو گذار از دیجیتال‌سازی ابزارمحور به بازآرایی شایستگی‌های محوری، اصلاح ساختار داخلی و تقویت راهبردهای اعتمادساز با مشتریان است.
  2. ارائه نقشه استراتژی بازاریابی در شرایط ادغام (مورد مطالعه: بانک سپه ایران)
    1402
    ادغام مقدمه‌ای است برای موفقیت یا شروعی است برای شکست؟؛ مسئله این است که سازمان‌ها به‌جهت خروج از یکنواختی و ایجاد مزیت رقابتی و کسب منابع و فرصت‌های جدید تصمیم‌به ادغام با سایر سازمان‌های مشابه و غیرمشابه می‌گیرند؛ اما بسیاری از سازمان‌ها پس ادغام، محکوم‌به شکست و به خارج از دامنه رقابت کشانده می‌شوند. هدف غایی در این پژوهش ارائه چارچوب نقشه استراتژی بازاریابی برای بانک سپه ایران در شرایط ادغام است. روش پژوهش، از نظر ماهیت اکتشافی و از هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته است؛ مولفه‌های این پژوهش ابتدا از ادبیات و سپس از طریق مصاحبه‌ها جمع‌آوری گردید و سپس توسط تکنیک ساختاری تفسیری روابط بین مقولات بررسی و سطوح بین آن‌ها مشخص شد. یافته‌ها نشان داد که 84 مولفه در قالب 12 مقوله‌ی موثر در ایجاد نقشه راه استراتژی بازاریابی برای بانک ادغامی سپه توسط ادبیات و انجام مصاحبه با خبرگان وجود دارد که در پنج سطح توسط تکنیک ساختاری تفسیری طبقه‌بندی شدند و روابط آن‌ها تعیین گردید. از این مقوله‌ها هشت مقوله‌ بهبود و بالندگی انسانی، بهبود و بالندگی سازمانی، بهبود و بالندگی ارتباطی، رویه‌های درون واحدی، رویه‌های تکنولوژیک، رویه‌های نوآورانه، رویه های ساختاری و متغیر رویه‌های برون‌سازمانی جزو متغیرهای پیوندی شناخته شده‌اند و مقوله‌های مدیریت برند سازمان ادغامی، طراحی نوین CRM، طراحی خدمات و متغیر ایجاد بهره‌وری مالی و خلق ثروت در زمره متغیرهای پیوندی قرار گرفتند. در نهایت برای مدیران بانک سپه و پژوهشگران پیشنهادهایی ارائه گردید.
  3. تاثیر هوش رقابتی مدیران بر عملکرد واحدهای صنایع تبدیلی کشاورزی در استان لرستان
    1398
    هدف از انجام این پژوهش سنجش تاثیر هوش رقابتی مدیران بر عملکرد واحدهای صنایع تبدیلی کشاورزی در استان لرستان است.این پژوهش از حیث روش؛ از انواع پژوهش های توصیفی و از نوع همبستگی، از منظر هدف؛ کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات؛ پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق مدیران صنایع تبدیلی کشاورزی استان لرستان بوده اند که از بین 201 شرکت فعال بر اساس فرمول کوکران تعداد نمونه نیز 138 نفر محاسبه شد ولی برای دقت بیشتر تعداد نمونه ها به 140 مورد افزایش پیدا کرد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته می باشد که روایی آن توسط یک گروه از خبرگان واساتید و پایای آن با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای بخش های مختلف پرسشنامه بیش از 7/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی خوب است .نتایج نشان داد متغیر هوشمندی رقابتی و مولفه های آن در جامعه هدف از وضعیت مطلوبی برخوردار است. 67درصد مدیران از وضعیت هوشمندی رقابتی متوسط برخوردار بودند. مدیران صنایع تبدیلی کشاورزی بالاترین میانگین رتبه ای را در مولفه ی هوشمندی بازار کسب کردند. همچنین یافته ها نشان داد هوشمندی رقابتی و مولفه های آن با عملکرد شرکت ها رابطه مثبت و معناداری دارد. یعنی با فراهم بودن این مولفه ها، عملکرد کسب و کار تقویت شده و افزایش می یابد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در محیط رقابتی که شرکت ها برای بقا و پیشرفت نیازمند بهبود مستمر عملکرد کارکنان و افزایش توان رقابتی خود می باشند، می توانند با بکارگیری فرایندهای هوش رقابتی از طریق کسب دانش و آگاهی بیشتر نسبت به خود و عوامل محیطی به این مهم دست پیدا کنند. نتایج پژوهش حاکی ازآن است که مهمترین مولفه های هوشمندی رقابتی شناسایی شده در صنایع تبدیلی کشاورزی در استان لرستان به ترتیب عبارتنداز: هوشمندی ساختاری سازمانی، هوشمندی بازار، هوشمندی تکنولوژیک، هوشمندی اجتماعی استراتژیک و هوشمندی رقبا. همچنین نتایج نشان داد که بین گروه های مختلف سنی و تحصیلی و تعداد دوره های آموزشی گذرانده شده مدیریت و بازرگانی از نظر هوشمندی رقابتی تفاوت وجود دارد. این تفاوت بیانگر آن است که آموزش و تجربه عواملی هستند که بر تقویت هوشمندی رقابتی تاثیر گذارند.