پروفایل استاد - دانشگاه بوعلی سینا همدان
دانشیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/07/23
حسین مرادی مخلص
علوم انسانی / علوم تربیتی
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
عنوان: تاثیر مدل طراحی آموزشی یادگیری تلفیقی بر تعاملات اجتماعی دانش آموزان درس علوم پایه پنجم ابتدایی شهر همدان
1404یادگیری تلفیقی بهعنوان رویکردی نوین، با ترکیب آموزش حضوری و الکترونیکی، زمینهای مناسب برای افزایش مشارکت، تعامل و یادگیری معنادار دانشآموزان فراهم کرده است. همچنین استفاده از مدلهای طراحی آموزشی یادگیری تلفیقی ظرفیتهایی را در اختیار معلمان و دانشآموزان قرار میدهد تا از فعالیتهای مبتنی بر رایانه برای غنیسازی فرایند تدریس و یادگیری بهره ببرند، در فعالیتهای گروهی مشارکت کنند، ارتباطات بازتری برقرار سازند و در تعاملات درسی حضور فعالتری داشته باشند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مدل طراحی آموزشی یادگیری تلفیقی بر تعاملات اجتماعی دانشآموزان درس علوم پایه پنجم ابتدایی شهر همدان است. این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی، از لحاظ ماهیت داده، جزء پژوهشهای کمی و از نظر شیوه اجرا جزء پژوهشهای شبهآزمایشی میباشد که با طرح پژوهشی پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل انجام پذیرفت. در این پژوهش سه گروه استفاده شدند.گروه اول با روش سنتی آموزش دیدند گروه دوم با روش محیط یادگیری تلفیقی آموزش دیدند و در گروه سوم مدل طراحی آموزشی یادگیری تلفیقی استفاده شد و گروهها دو به دو با همدیگر با مولفههای تعامل اجتماعی مقایسه شدند. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی 1405-1404 به تعداد 12819 نفر بود. نمونه به صورت در دسترس انتخاب شد. حجم نمونه 45 نفر از دانشآموزان پسر پایه پنجم شهر همدان بود. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد تعاملات اجتماعی هوانگ و چن (2007) بود که دارای 7 گویه و دارای 3 بعد انسجام اجتماعی، ارتباطات بین فردی و اعتماد اجتماعی میباشد که براساس مقیاس پنج گزینهای لیکرت از خیلی کم(1) تا خیلی زیاد (5) تنظیم شده است. روایی و پایایی پرسشنامه بدین صورت بود که برای تعیین پایایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیر پژوهش و ابعاد آن بالای 7/. بود. برای اطمینان از روایی، گویههای آن از طریق مطالعه کتب، پایان نامهها و بهرهگیری از مقالات و پیشینههای مرتبط با آن و نیز بهرهگیری از نظرات خبرگان بدست آمده است. همچنین از روش روایی صوری و با مراجعه به نظر اساتید و صاحبنظران برای روایی استفاده شد. بدین صورت که پرسشنامه به اساتید و همچنین تعدادی از صاحبنظران مرتبط ارائه گردید و پس از بررسیها و بازبینیهای مکرر توسط اساتید محترم راهنما و مشاور مورد تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پژوهش در راستای پاسخگویی به فرضیههای پژوهش از تحلیل کواریانس تک متغیره به کمک نرمافزار 27 spssاستفاده شد. نتایج نشان داد محیط یادگیری تلفیقی در مقایسه با محیط یادگیری حضوری تاثیر معناداری بر بهبود تعاملات اجتماعی دانشآموزان دارد. همچنین محیط یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل طراحی آموزشی یادگیری تلفیقی نسبت به محیط یادگیری حضوری، تاثیر قویتر و معنادارتری بر هر سه مولفه تعاملات اجتماعی دارد. از سوی دیگر بین محیط یادگیری تلفیقی و محیط یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل طراحی آموزشی در مولفههای ارتباطات بین فردی و انسجام اجتماعی تفاوت معنادار مشاهده نشد و تقریباً تاثیر محیط یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل طراحیآموزشی یادگیری تلفیقی و محیط یادگیری تلفیقی بر ارتباطات بین فردی و انسجام اجتماعی فراگیران مشابه است، اما در مولفه اعتماد اجتماعی تفاوت معنادار بود. لذا یادگیری تلفیقی، بهویژه زمانی که مبتنی بر یک مدل طراحی آموزشی کارآمد باشد، میتواند بهعنوان رویکردی موثر در ارتقای اعتماد اجتماعی دانشآموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.
-
تاثیر کاربرد چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا بر مهارت های زبانی و فرازبانی دانش آموزان ابتدایی
1404در عصر حاضر، توسعه فناوریها سرعت پیدا کرده است و باعث به وجود آمدن فناوری به نام هوش مصنوعی شده است که در تمامی حوزههای زندگی انسان کاربرد دارد. یکی از مهم ترین نهادهای تمامی کشورها، نهاد آموزش و پرورش میباشد و در سالهای اخیر استفاده از فناوریهای نوین همچون هوش مصنوعی برای بهبود یادگیری و آسان سازی یادگیری برای دانش آموزان در کشورهای مختلف جهان افزایش یافته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر کاربرد چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا بر مهارتهای زبانی و فرازبانی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در درس فارسی در شهر ستان بهار انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بود که گروه آزمایش با استفاده از طراحی آموزشی مبتنی بر چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا آموزش دیدند و گروه کنترل با شیوههای متداول آموزش دیدهاند. جامعه پژوهش تمامی دانش آموزان پایه چهارم شهرستان بهار و نمونهی مورد نظر 40 نفر از دانش آموزان پایه چهارم بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و این دانش آموزان به طور تصادفی ساده در دو گروه 20 نفری جایگماری شدند. به منظور گردآوری دادهها از آزمون سیاههی خواندن شفیعی و همکاران (1378)، آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا(1990-1989) و آزمون محقق ساخته استفاده شد. روایی آزمون محقق ساخته با نظر متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 78/0 به دست آمد و روایی آزمون سیاههی خواندن بیژن شفیعی و همکاران (1387) با نظر متخصصان تایید و پایایی آن 78/0 تعیین شد و همچنین آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا (1990-1989) نیر با نظر متخصصان تایید و پایایی آن (78/0) تعیین شد. طرح مداخله در 9 جلسه آموزشی 45 دقیقهای اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده پژوهش از روشهای آمار توصیفی شاخصهای مرکزی و پراکندگی شامل فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد و از روشهای آمار استنباطی ( آزمون کالموگروف-اسمیرونوف، آزمون لوین و تحلیل کوواریانس) با کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد کاربرد چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا تاثیر مثبتی در میزان بهبود یادگیری مهارت تفکر انتقادی با مقدار f 221.659 و مهارت نوشتن با مقدار f 47.139 نسبت به روشهای تدریس متداول دارد؛ اما کاربرد چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا تاثیر معناداری در بهبود مهارت خواندن در خرده مهارت سرعت با مقدار f 4.136 و خرده مهارت دقت با مقدار f 1.679 دانش آموزان نسبت به روشهای تدریس متداول ندارد. در نتیجه کاربرد چت بات هوش مصنوعی کوپایلت و مونیکا میتواند با درگیری سازی و لذت بخش کردن فرایند یادگیری مهارتهای زبانی ( با تاکید بر مهارت نوشتن) و فرازبانی را در دانش آموزان پایه چهارم افزایش دهد.
-
تاثیر آموزش مبتنی بر بازی های جدی بر پرورش تفکر محاسباتی و یادگیری جمع و تفریق فرایندی در درس ریاضی پایه دوم ابتدایی
1404در سالهای اخیر، با گسترش فناوریهای نوین و تغییر نیازهای آموزشی، توجه به مهارتهای قرن بیستویکم همچون تفکر محاسباتی بیش از پیش ضرورت یافته است. روشهای سنتی آموزش، بهویژه در دروس پایهای مانند ریاضی، پاسخگوی کامل نیازهای یادگیری نسل امروز نیستند و این مسئله پژوهشگران و معلمان را به سوی بهرهگیری از شیوههای نوآورانه نظیر بازیهای جدی و آموزش بازیمحور سوق داده است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر بازیهای جدی بر پرورش تفکر محاسباتی و یادگیری جمع و تفریق فرآیندی در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی انجام شد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پایه دوم ابتدایی دو روستا از منطقه سامن بود و نمونه پژوهش 60 نفر (30 دختر و 30 پسر) بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل آزمون عملکردی محققساخته (با 10 سوال دربرگیرنده مولفههای تفکر محاسباتی و مهارتهای جمع و تفریق فرآیندی) و یک چکلیست مشاهده محققساخته بود. در گروه آزمایش اول، آموزش مباحث ریاضی شامل ارزش مکانی، رقمنویسی، ساخت و مقایسه اعداد سهرقمی، جمع و تفریق فرآیندی و مرور مباحث طی 6 جلسه با بهرهگیری از بازیهای آموزشی در کلاس توسط معلم پژوهشگر ارائه شد. در گروه آزمایش دوم، دانشآموزان موظف شدند بازی دیجیتال Code Spark Academy را در منزل به مدت شش روز متوالی اجرا کنند. گروه کنترل نیز همان مباحث را طی 6 جلسه با روش متداول تدریس معلم خود آموختند. پیشآزمون پیش از شروع مداخله، پسآزمون بلافاصله پس از پایان جلسات و آزمون پیگیری یک ماه بعد از اتمام مداخله اجرا شد. یافتههای پژوهش نشان داد میانگین نمرات دانشآموزان در دو گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود. همچنین بررسی مقایسهای بین دو گروه آزمایش بیانگر آن بود که دانشآموزانی که بازیهای آموزشی را در کلاس درس و تحت هدایت معلم تجربه کردند، عملکرد بهتری نسبت به گروهی که بازی دیجیتال را در منزل اجرا کردند، داشتند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون کوواریانس نشان داد که آموزش مبتنی بر بازیهای جدی منجر به بهبود معنادار تفکر محاسباتی و یادگیری جمع و تفریق فرآیندی گردید. همچنین نتایج آزمون پیگیری بیانگر پایداری اثرات آموزش پس از یک ماه بود که نشان میدهد مداخله نهتنها در کوتاهمدت، بلکه در میانمدت نیز اثرگذار باقی مانده است. بر اساس نتایج این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر بازی و استفاده از ابزارهای دیجیتال تعاملی، یکی از روشهای کارآمد برای غنیسازی فرآیند یادگیری در دوره ابتدایی است. استفاده از بازیهای جدی نهتنها موجب افزایش انگیزه و مشارکت فعال دانشآموزان میشود، بلکه با فراهم آوردن فرصت تمرین، خطا و دریافت بازخورد، زمینه پرورش تفکر محاسباتی و تقویت مهارتهای ریاضی را نیز فراهم میآورد. از این رو، به سیاستگذاران و معلمان پیشنهاد میشود طراحی بازیهای آموزشی بومیسازیشده در برنامه درسی مورد توجه قرار گیرد و آموزش معلمان برای بهرهگیری از این ابزارها در اولویت باشد. همچنین انجام پژوهشهای مشابه در پایهها و دروس دیگر میتواند به تعمیم نتایج و تقویت جایگاه تفکر محاسباتی به عنوان یکی از مهارتهای ضروری قرن بیستویکم کمک کند
-
تاثیر محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر نظریهی یادگیری مشاهدهای بر سبک توجه
1404توجه یکی از عوامل کلیدی در یادگیری و انجام صحیح فعالیتهاست که نبود آن موجب اختلال در عملکرد فردی میشود. شناخت و تقویت توجه میتواند نقش موثری در بهبود فرآیندهای یادگیری و ارتقای مهارتهای فردی داشته باشد. توجه به عنوان یکی از فرآیندهای شناختی، امکان تمرکز بر اطلاعات مرتبط و حذف محرکهای غیرضروری را فراهم کرده و بر تصمیمگیری، حل مسئله و تعامل اجتماعی نیز اثرگذار است. عوامل مختلفی مانند روشهای تدریس، ویژگیهای فردی فراگیران و شرایط محیطی میتوانند بر سطح توجه دانشآموزان تاثیرگذار باشند و طراحی مناسب محیط کلاس و استفاده از روشهای تعاملی در آموزش میتواند توجه را بهبود ببخشد. نمایش خلاق یکی از ابزارهای موثر جهت یادگیری تعاملی در آموزش کودکان است و با تلفیق هنر و بازی، محیطی جذاب و مهیج برای یادگیری فراهم میآورد. استفاده از فنون نمایش در کلاس، از جمله بازیگری و نمایشنامهنویسی، مهارتهای مختلف را حین سرگرمی آموزش میدهد. بازی بهعنوان فعالیتی ذاتی در کودکان، فرصتی مناسب برای یادگیری فراهم میکند. هنرهای نمایشی با تکیه بر ویژگی لذت بخش بازی، تجارب آموزشی موثری را ایجاد میکنند. در فرآیند نمایش خلاق، کودکان هم در نقش بازیگر و هم تماشاگر درگیر یادگیری میشوند که تجربهی خوشایندی از یادگیری شکل میدهد. این روش نهتنها یک روش آموزشی موثر است، بلکه موجب مشارکت فعال، خلق آثار خلاقانه و کسب نتایج آموزشی ماندگار میشود. از این رو با توجه به ظرفیت های محیط پویای نمایش خلاق در این پژوهش به بررسی تاثیر محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر نظریه یادگیری مشاهدهای بر سبک توجه دانشآموزان می-پردازیم. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت دادهها جزء تحقیقات کمی و شبه آزمایشی قرار میگیرد که با طرح پیشآزمون - پسآزمون، همراه با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر پایه ششم مدرسه ابتدایی شهر قروه که در سال تحصیلی 1403-1404 مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش، 45 دانشآموز با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در سه گروه 15 نفری قرار گرفتند. دانش آموزان گروه کنترل، آموزشها را به صورت سنتی دریافت کردند در حالی که گروه آزمایش اول در محیط نمایش خلاق مرسوم و گروه آزمایش دوم در محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریه یادگیری مشاهدهای آموزش دیدند. در این پژوهش جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامهی استاندارد ون کالستر و همکاران استفاده شد که شامل 14 سوال بود و دو مولفهی: اجتناب شناختی و تمرکز را ارزیابی میکرد. پایایی پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ بررسی شد که ضرایب آن بالای 7/0 بوده است؛ حکاک و همکاران (1400) روایی محتوایی، صوری و ملاکی این پرسشنامه را مناسب ارزیابی کردند. جهت تحلیل دادههای حاصل از پژوهش و بررسی فرضیهها، از تحلیل کواریانس به وسیلهی نرمافزار 27 Spss استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریه یادگیری مشاهدهای، در مقایسه با روشهای تدریس سنتی، بر افزایش مولفهی تمرکز و کاهش مولفهی اجتناب شناختی تاثیر دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر یادگیری مشاهدهای نسبت به محیط یادگیری نمایش خلاق مرسوم، تاثیر بیشتری بر کاهش اجتناب شناختی و افزایش تمرکز دانشآموزان دارد. بر اساس نتایج پژوهش میتوان از محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر نظریهی یادگیری مشاهدهای جهت بهبود سبک توجه دانش آموزان استفاده کرد.
-
تاثیرمحیط یاگیری نمایش خلاق مبتنی برنظریه بار شناختی بر مهارت حل مسئله خلاق کودکان
1403آموزش و پرورش کودکان از همان ابتدای زندگی، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ به ویژه در نظام آموزشی که هدف اصلی آن پرورش مهارتهای اساسی و ارزشمند است؛ در این میان، مهارتهایی مانند تفکر خلاق، انتقادی و حل مسئله در صدر این اهداف قرار دارند. برای دستیابی به این اهداف، ایجاد محیطهای یادگیری پویا و سازنده ضروری است؛ جایی که دانشآموزان به عنوان عناصر فعال و کلیدی نقشآفرینی میکنند. نمایش خلاق، به عنوان یکی از این محیطهای یادگیری پویا، با ارائه محرکهای متنوعی مانند: واژهها، موسیقی، و اشیا، شبکههای ذهنی افراد را فعال میکند. این روش به شرکتکنندگان اجازه میدهد تا تجربیات خود را به صورت تخیلی یا واقعی به تصویر بکشند، اجرا کنند، و سپس مورد بررسی و تامل قرار دهند. در این فرآیند، مهارتهای کلامی، نوشتاری، و حتی اجتماعی کودکان، به ویژه در زمینه حل خلاقانه مسائل، به طور چشمگیری بهبود مییابد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریه بار شناختی بر مهارت حل مسئله خلاق دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی شهر سنندج در سال تحصیلی ۱۴۰4 _۱۴۰3 انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، جزء پژوهشهای کاربردی، از لحاظ ماهیت داده جزء پژوهش های کمی و از نظر شیوه اجرا، جزء پژوهشهای شبه آزمایشی میباشد؛ که با استفاده از طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل انجام پذیرفت. گروه آزمایش در محیط نمایش خلاق ۷ مبحث ریاضی پایه اول ابتدایی را آموزش دیدند و گروه کنترل با روش سنتی آموزشها را دریافت کردند. جامعه پژوهش ۱۶۳۲ نفر از دانش آموزان دختر پایه اول مدارس ابتدایی شهر سنندج و نمونه مورد نظر۳۰ نفر از دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و این دانش آموزان به طور تصادفی ساده به دو گروه ۱۵ نفری گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد حل مسئله خلاق باسارد با 16 گویه که شامل سه مولفه: انعطافپذیری، سیالی و ابتکار بود، استفاده شد؛ که پایایی پرسشنامه استاندارد حل مسئله خلاق باسارد نیز بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته است. ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیر پژوهش و ابعاد آن ۹۲٪ یعنی بالای ۷٪ بوده است؛ و روایی آن هم مورد تاییدقرار گرفت. طرح مداخله در هفت جلسه ۶۰ دقیقهای اجرا شد. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پژوهش در راستای پاسخگویی به فرضیههای پژوهش از تحلیل کواریانس تک متغیره به کمک نرمافزار ۲۷ spssاستفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد استفاده از محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریه بار شناختی نسبت به سایر روشهای تدریس رایج، تاثیر مثبتی در بالا بردن مولفه انعطاف پذیری، مولفه سیالی و مولفه ابتکار که سه مولفه حل مسئله خلاق هستند، دارد. بنابراین آموزش در محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریه بارشناختی میتواند مهارت حل مسئله خلاق دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی را افزایش دهد. با توجه به نتایج پژوهش، محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر نظریه بار شناختی در حوزه آموزش مباحث درس ریاضی میتواند بستر مناسبی را جهت بهبود حل مسئله خلاق فراگیران فراهم کند.
-
تاثیر مدل طراحی آموزشی ارتباطگرایی زیمنس بر درگیری تحصیلی دانشآموزان در محیط یادگیری تلفیقی زبان انگلیسی
1403امروزه یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش موفقیت تحصیلی است؛ از سویی درگیری تحصیلی ساختاری چند وجهی است که نقش مهمی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان با مولفههای مختلف آموزشی اعم از عاطفی، رفتاری، شناختی و عاملی نقش ایفا می کند و نشان می دهد که دانش آموزان چگونه فعالانه در فرآیندهای یادگیری خود مشارکت می کنند. از سویی دیگر، درگیری تحصیلی با محیطهای یادگیری تلفیقی به یک تعامل پویا تبدیل می شود که بر مولفههای درگیری تحصیلی تاثیر مثبت می گذارد. محیطهای یادگیری تلفیقی نه تنها انعطاف پذیری و سازگاری را فراهم می کند، بلکه فضای یادگیری جذابی را ایجاد می کند که می تواند منجر به بهبود نتایج تحصیلی شود. همانطور که مربیان به کشف استراتژیهای یادگیری تلفیقی موثر ادامه می دهند، درک تفاوتهای ظریف مشارکت دانش آموز برای بهینه سازی تجارب تدریس و یادگیری بسیار مهم خواهد بود. میتوان اذعان کرد که داشتن یک مدل طراحی آموزشی مناسب به این تفاوتها کمک شایانی میکند. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مدل طراحی آموزشی ارتباطگرایی زیمنس بر درگیری تحصیلی دانشآموزان در محیط یادگیری تلفیقی زبان انگلیسی دانش آموزان دختر پایهی یازدهم شهرستان کرج در سال تحصیلی 1403-1404 انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی، از لحاظ ماهیت داده جزء پژوهشهای کمی و از نظر شیوه اجرا جزء پژوهشهای شبهآزمایشی میباشد که با طرح پژوهشی پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل انجام پذیرفت. درگروه آزمایش 1 آموزش لغات زبان انگلیسی پایۀ یازدهم در چهار مهارت خواندن، نوشتن، شنیدن و صحبت کردن مبتنی بر مدل طراحی آموزشی ارتباطگرایی در محیط یادگیری تلفیقی ارائه شد و در گروه آزمایش 2 نیز در گروه گواه نیز آموزش لغات زبان انگلیسی، بدون کاربست مدل طراحی آموزشی زیمنس در محیط یادگیری تلفیقی ارائه شد. در گروه گواه آموز به صورت کاملا سنتی انجام شد.جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دانشآموزان دختر پایۀ یازدهم مدارس متوسطۀ دورۀ دوم شهر کرج به تعداد 2367 نفر بود که در سال تحصیلی 1403-1404 مشغول به تحصیل بودند. نمونه به صورت در دسترس انتخاب شد. حجم نمونه 52 نفر از دانشآموزان دختر پایۀ یازدهم دورۀ دوم متوسطه بودند. از این تعداد 15 نفر در گروه آزمایش 1، 15 نفر در گروه آزمایش 2 و 22 نفر در گروه گواه قرار داشتند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ استاندارد درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد که شامل 4 مولفۀ درگیری رفتاری، عاملی، شناختی و عاطفی است. همچنین این پرسشنامه 17 گویه دارد که خود دانشآموزان به گویهها براساس طیف هفت گزینهای لیکرت پاسخ دادند. رمضانی و خامسان (1396) روایی محتوایی، صوری و ملاکی این پرسشنامه را مناسب ارزیابی کردند. پایایی پرسشنامۀ درگیری تحصیلی نیز بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفتهاست. ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیر پژوهش و ابعاد آن92/0 بوده؛ یعنی بالای 7/0 بوده است. هر سه گروه آزمایش1، آزمایش2 و گواه در 4 جلسۀ 45 دقیقهای اجرا شد. همچنین به منظور تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از پژوهش در راستای پاسخگویی به فرضیههای پژوهش از تحلیل کوواریانس تکمتغیره به کمک نرمافزار 27spss استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل طراحی آموزشی ارتباط گرایی زیمنس بر مولفه های عاطفی، عاملی، شناختی درگیری تحصیلی دانشآموزان در محیطهای یادگیری تلفیقی زبان انگلیسی موثر است و بر مولفه رفتاری تاثیر ندارد. همچنین محیط های یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل طراحیآموزشی ارتباط گرایی زیمنس نسبت به محیط یادگیری حضوری بر مولفه های عاطفی، عاملی، شناختی و رفتاری دانش آموزان درآموزش زبان انگلیسی تاثیر دارد و محیط یادگیری تلفیقی نسبت به محیط یادگیری حضوری بر مولفه های عاطفی، عاملی، شناختی و رفتاری دانش آموزان درآموزش زبان انگلیسی تاثیر دارد. بنابراین مدل طراحی آموزشی ارتباط گرایی زیمنس در مولفه های عاطفی، عاملی و شناختی، درگیری تحصیلی دانشآموزان را در محیطهای یادگیری تلفیقی زیان انگلیسی افزایش میدهد. با توجه به نتایج پژوهش، مدل طراحی آموزشی ارتباط گرایی زیمنس میتواند بستر مناسبی را جهت افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان در برخی مولفه ها در محیط یادگیری تلفیقی زبان انگلیسی فراهم نماید. دستگاه های متولی آموزش می توانند از نتایج این پژوهش در محیطهای یادگیری تلفیقی در عصر پسا کرونا استفاده نمایند.
-
طراحی و توسعه بازیوارسازی مبتنی بر عنصر ارتباط اجتماعی در انتقال مفاهیم بهداشت دهان و دندان در پایه دوم ابتدایی
1403در دهههای اخیر متخصصان آموزشوپرورش دریافتند که یادگیری از طریق آموزشهای کمکی بهترین راه برای ارتقای سلامت جسمی و روانی دانشآموزان، بهویژه در دوره ابتدایی، است. ازاینرو، بازیوارسازی، روشی قدرتمند برای افزایش پایبندی و مشارکت کاربران است که از اصول بازی در زمینههای یادگیری در محیطهای مختلف آموزشی، شغلی و غیره استفاده میکند. برایناساس یکی از بهترین راههای ایجاد سلامت جسمی و روانشناختی در دانشآموزان بهخصوص در دوره ابتدایی، یادگیری از طریق آموزش کمکی بهخصوص بازیوارسازی میباشد؛ لذا پژوهش حاضر باهدف طراحی و توسعه بازیوارسازی مبتنی بر عنصر ارتباط اجتماعی در انتقال مفاهیم بهداشت دهان و دندان در پایه دوم ابتدایی انجام شد که برای این منظور از الگو چهارمرحلهای طراحی و تولید بازی دیجیتال هیرومی و استاپلتون (2008) استفاده شد. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی میباشد و از نظر ماهیت اجرا از نوع پژوهش ترکیبی از نوع متوالی با طرح اکتشافی بود. بخش کیفی شامل مراحل: مطالعه و تحلیل اسناد، طراحی و توسعه نمونه اولیه، مطالعه موردی و مصاحبه بود در قسمت تحلیل اسناد، جامعه موردنظر شامل کلیه اسناد مربوط به بازیوارسازی و ارتباط اجتماعی بود.17 سند از بین اسناد با روش نمونهگیری هدفمند و مبتنی بر ملاک انتخاب و تجزیهوتحلیل دادهها از طریق توصیف، تحلیل، استنتاج و تبیین انجام شد و در نهایت 6 مولفه اصلی و 24 مولفه فرعی برای طراحی و تولید بازیوارسازی مبتنی بر عنصر ارتباط اجتماعی در انتقال مفاهیم بهداشت دهان و دندان در پایه دوم ابتدایی به استخراج شد و جهت اجرای بخش کمی نیز از شیوه شبهآزمایشی با طرح پژوهشی پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. ابزار جمعآوری دادهها در بخش کمی پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه از طریق مشورت با اساتید مورد تایید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه از طریق آلفا کرونباخ 0.76 به دست آمد. جامعۀ آماری پژوهش دانشآموزان پایه دوم ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد آنها بر اساس آمار اداره آموزشوپرورش 850 نفر بودند. حجم نمونه باتوجهبه نوع روش تحقیق که نیمهآزمایشی است و روش تجزیهوتحلیل دادهها از نوع تحلیل کوواریانس میباشد، با استفاده از نرمافزار G-Power نسخه 3.1.9.2 تعداد 33 دانشآموز به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 16 نفر) قرار گرفتند. باتوجهبه اینکه اجرای این مرحله نیازمند امکاناتی مانند گوشی هوشمند بود، از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد تا اطمینان حاصل شود دانشآموزان شرکتکننده حتماً گوشی هوشمند دارند. در بخش کمی نتایج بهدستآمده از تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بعد از اجرای بازیوار مبتنی بر عنصر اجتماعی در انتقال مفاهیم بهداشت دهان و دندان در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی گروه آزمایشی نمرات بالاتری را در آزمون مفاهیم بهداشت دهان و دندان کسب نمودند؛ لذا نتیجهگیری میشود که بازیوار مبتنی بر ارتباط اجتماعی، بهعنوان یکشکل از یادگیری فعال، به کودکان امکان میدهد تا بهصورت آسانتر و موثرتر مفاهیم را درک کنند و از آنها بهرهمند شوند.
-
بررسی رابطۀ بین اخلاق حرفهای با اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه در محیط یادگیری تلفیقی معلمان شهرستان همدان در سال تحصیلی 1403-1402
1403امروزه سازمان آموزشوپرورش یکی از مهمترین، پیچیدهترین و گستردهترین سازمانهای فرهنگی و اجتماعی است که نقش شایستهای در رشد و توانمند سازی اعضای خود بهویژه معلمان و دانشآموزان ایفا میکند؛ لذا توجه به موضوع اخلاق، بالاخص اخلاق حرفهای معلمان و پیامدهای آن، یکی از مهمترین موضوعات در سازمان آموزشوپرورش میباشد. از طرفی باتوجهبه اینکه دو مولفهی اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه نیز برای موفقیت و پایداری سازمان حائز اهمیت بودهاند و نیز با شرایط به وجود آمده و استفاده از روش یادگیری تلفیقی در امر آموزش، توجه به اخلاق حرفهای و اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه در محیط یادگیری تلفیقی بیشازپیش احساس میشود. ازاینرو این پژوهش باهدف بررسی رابطهی بین اخلاق حرفهای با اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه در محیط یادگیری تلفیقی معلمان ابتدایی ناحیه 1 شهرستان همدان در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت داده کمی و از نظر شیوه اجرا جز پژوهشهای توصیفی تحلیلی که از نوع همبستگی میباشد است.جامعه آماری این پژوهش معلمان ابتدایی شاغل در اداره آموزش و پرورش ناحیه 1 شهر همدان می-باشند که از بین آنها، 297 نفر در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش برای سنجش عملکرد نوآورانه از پرسشنامه جیمز و همکاران (2008)، سنجش اخلاق حرفهای از پرسشنامه کادوزیر (2002) و جهت ارزیابی اشتراکگذاری دانش از پرسشنامه هوی و همکاران (2010) استفاده شد. یافتهها نشان داد که در بین متغیرهای مورد بررسی در پژوهش حاضر اخلاق حرفهای با میانگین 15/4 بیشترین میانگین و عملکرد نوآورانه با میانگین 03/3 کمترین میانگین را کسب کردند. نتایج حاصل از بخش آمار استنباطی و آزمونها نیز نشان دادند که وضعیت اخلاق حرفهای، اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه معلمان شهر همدان در محیط یادگیری تلفیقی در سطح بالایی استقرار یافته است. همچنین هرچه میزان اخلاق حرفهای مناسبتر باشد، سطح اشتراکگذاری دانش بین آنان افزایش مییابد؛ لذا میتوان گفت که رابطهای بین اخلاق حرفهای و اشتراکگذاری دانش در محیط یادگیری تلفیقی وجود دارد. اخلاق حرفهای به طور مستقیم به میزان 48 % بر اشتراکگذاری دانش تاثیر میگذارد، اخلاق حرفهای به میزان 40 % بر عملکرد نوآورانه اثرگذار است و عملکرد نوآورانه به میزان 40 % متغیر اشتراکگذاری دانش را تبیین میکند، همچنین اخلاق حرفهای بر اشتراکگذاری دانش به طور غیرمستقیم و با نقش میانجی عملکرد نوآورانه به میزان 16 % تاثیر میگذارد؛ بنابراین اشتراکگذاری دانش همزمان هم از مسیر مستقیم و هم از مسیر غیرمستقیم (اثر کل) به میزان 64 % تحت تاثیر اخلاق حرفهای میباشد و در این بین عملکرد نوآورانه بهعنوان یک متغیر میانجی جزئی است. نتایج پژوهش نشان داد که هرچه میزان اخلاق حرفهای معلمان مناسبتر باشد، میزان اشتراکگذاری دانش و سطح عملکرد نوآورانه در محیط یادگیری تلفیقی نیز افزایش مییابد. باتوجهبه نتایج پژوهش مولفههای اخلاق حرفهای معلمان، توانایی پیشبینی اشتراکگذاری دانش و عملکرد نوآورانه را در محیط یادگیری تلفیقی دارند.
-
تاثیر محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریۀ فعالیت بر مهارت گوش دادن فعال دانش-آموزان دختر پایۀ اول شهر نهاوند
1402امروزه یکی از اهداف آموزش و پرورش کسب مهارتهای زندگی است؛ لذا آشنایی با انواع مهارتهای زندگی و تلاش در جهت تقویت آنها مستلزم برخورداری از آگاهی و دانش است. مهارتهای ارتباطی یکی از انواع مهارتهای زندگی است و به منظور داشتن ارتباط موثر باید به تقویت مهارتهایی از جمله گوشدادن فعال پرداخت. بهنوعی میتوان گفت گوشدادن اولین مهارت زبانی است که انسان کسب مینماید و به عنوان یکی از عوامل مهم در برقراری ارتباط محسوب میشود. تحقق هدف بالا مستلزم طراحی محیطهایی بر اساس نظریه-های یادگیری است که دانشآموزان در فرایند یادگیری خود نقشی فعال داشته باشند. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریۀ فعالیت بر مهارت گوشدادن فعال دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی شهر نهاوند در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، شبهآزمایشی با استفاده از طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. گروه آزمایش در محیط نمایش خلاق 6 مبحث علوم پایۀ اول ابتدایی را آموزش دیدند و گروه کنترل با روش سنتی آموزشها را دریافت کردند. جامعۀ پژوهش 826 نفر از دانشآموزان دختر پایۀ اول مدارس ابتدایی شهر نهاوند و نمونۀ موردنظر 40 نفر از دانشآموزان دختر پایۀ اول ابتدایی بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و این دانشآموزان به طور تصادفی ساده به دو گروه 20 نفری گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامۀ استاندارد گوشدادن فعال گلن و پود (1989) استفاده شد که به منظور بررسی روایی آن از آزمون همگن بودن به جهت تک جنسی کردن یا همگن کردن سوالات هر بعد انجام شد و با توجه به نتایج، بارعاملی تمامی متغیرهای پژوهش بیشتر از 4/0 به دست آمد همچنین روایی این پرسشنامه از نظر اساتید راهنما و مشاور نیز مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت و ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیر پژوهش و ابعاد آن بیشتر از 7/0 بود. طرح مداخله در 6 جلسۀ 60 دقیقهای اجرا شد. همچنین برای تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوری شدۀ پژوهش از روشهای آمار توصیفی شامل شاخصهای مرکزی و پراکندگی آماری شامل میانگین، انحراف معیار و واریانس و از روشهای آمار استنباطی شامل آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای نرمال بودن توزیع دادهها و آزمون تحلیل کوواریانس تکمتغیره به کمک نرمافزار 27spss استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد استفاده از محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریۀ فعالیت نسبت به روشهای تدریس رایج تاثیر مثبتی در مهارت توجه، مهارت پیگیری و مهارت انعکاسی که سه مولفهی گوش دادن فعال هستند دارد؛ بنابراین آموزش در محیط نمایش خلاق مبتنی بر نظریۀ فعالیت میتواند مهارت گوشدادن فعال دانشآموزان دختر پایۀ اول ابتدایی را افزایش دهد. با توجه به نتایج پژوهش، محیط یادگیری نمایش خلاق مبتنی بر نظریۀ فعالیت در حوزۀ آموزش مباحث بهداشتی درس علوم میتواند بستر مناسبی را جهت بهبود گوش دادن فعال فراگیران فراهم نماید.
-
بررسی تاثیر آموزش ریاضی با کمک شبیه سازی تعاملی بر انگیزش، یادگیری و یادداری دانش آموزان پایه چهارم شهرستان ملایر
1401پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش ریاضی با کمک شبیه سازهای تعاملی بر انگیزش، یادگیری و یادداری دانش آموزان پایه چهارم شهرستان ملایر انجام شده است. نوع پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کمی و روش شبه آزمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان و پایه چهارم شهرستان ملایر هستند. حجم نمونه با نمونه در دسترس و به تعداد ( 30 نفر) 15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل انتخاب گردیدند برای گردآوری دادهها از پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی هارتر و پرسشنامه یادگیری و یادداری محقق ساخته استفاده شد و روایی محتوایی پرسشنامه به تایید استاد راهنما و صاحب نظران رسید که پایایی پرسشنامه انگیزش تحصیلی 0/80 و پایایی پرسشنامه محقق ساخته یادگیری و یادداری 0/83 بدست آمد به منظور تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده از روشهای آماری توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد واریانس و خطای (میانگین و آمار استنباطی آزمون) کالموگروف – اسمیرونوف برای نرمال بودن توزیع دادهها آزمون تی مستقل به منظور تعیین میزان همگنی یا غیرهمگنی گروه ها در ابتدای پژوهش و در پیش آزمون و همچنین آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 22 spss انجام شد نتایج پژوهش نشان داد که میزان یادگیری یادداری و انگیزش تحصیلی دانش آموزانی که به کمک شبیه سازی تعاملی گروه آزمایش آموزش دیده اند بیشتر از گروهی است که به روش غیر تعاملی آموزش دیده اند؛ بنابراین آموزش ریاضی به کمک شبیه ساز تعاملی بر یادگیری، یادداری و انگیزش تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم شهرستان ملایر تاثیر داشته است.