Milad Bagi

Assistant Professor

Update: 2026-08-20

Milad Bagi

Faculty of Economics and Social Sciences / Department of Social Sciences

Master Theses

  1. بررسی مقایسه‌ای الگوهای ازدواج و عوامل موثر بر آن در میان ساکنان مناطق شهری و عشایری شهرستان کوهدشت
    2025
    ازدواج به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی، تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شکل می‌گیرد و در جوامع گوناگون، الگوهای متفاوتی دارد. بررسی تفاوت‌ها و شباهت‌های این الگوها میان مناطق شهری و عشایری می‌تواند شناختی دقیق‌تر از تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه ارائه دهد. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه الگوهای ازدواج و عوامل مؤثر بر آن در میان ساکنان مناطق شهری و عشایری شهرستان کوهدشت بود. پژوهش حاضر با رویکردی کمّی و با تکنیک پیمایش انجام گرفت و جامعه آماری آن شامل زنان و مردان متأهل در هر دو منطقه بود. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه مورد نیاز در این پژوهش 382 نفر محاسبه شد. با توجه به احتمال بروز مواردی مانند عدم بازگشت پرسشنامه‌ها، ناقص بودن پاسخ‌ها و یا عدم همکاری برخی از پاسخگویان، برای اطمینان از کفایت حجم نمونه و افزایش دقت نتایج، تعداد 400 پرسشنامه توزیع و جمع‌آوری گردید. یافته‌ها نشان داد که در اغلب الگوهای ازدواج، تفاوت معناداری بین مناطق شهری و عشایری وجود دارد. در مناطق عشایری، سن ازدواج پایین‌تر، فاصله سنی زوجین و همسان‌همسری بیشتر، و میزان ازدواج خویشاوندی بالاتر است، در حالی که در مناطق شهری، تصمیم‌گیری فرد در انتخاب همسر بیشتر است. تحلیل‌های چندمتغیره نشان داد که متغیرهایی مانند محل سکونت، جنسیت، تحصیلات، وضعیت اشتغال، استفاده از رسانه، و فردگرایی تأثیر معناداری بر متغیرهای الگوهای ازدواج دارند. یافته‌ها همسو با نظریه‌های مدرنیزاسیون و انتخاب عقلانی است که بیان می‌کنند گذار ارزشی و تحولات ساختاری، الگوهای ازدواج در مناطق شهری را به سمت فردگرایی و انتخاب آزادانه سوق داده، در حالی که پیوستگی‌های خویشاوندی و سنت‌های فرهنگی همچنان در مناطق سنتی‌تر (عشایری) نقش مسلط دارند. با توجه به یافته‌های پژوهش و تاثیر جنسیت بر الگوهای ازدواج، به‌ویژه نحوه انتخاب همسر، پیشنهاد می‌شود مطالعات آتی با تمرکز ویژه بر جنسیت و نابرابری‌های تصمیم‌گیری در ازدواج، به بررسی توانمندسازی زنان، موانع فرهنگی مشارکت آن‌ها و تحولات احتمالی در این زمینه بپردازند.
  2. بررسی میزان شیوع کودک همسری و عوامل فردی و خانوادگی موثر بر آن در میان دختران تازه ازدواج‌کرده شهرستان دلفان
    2025
    ازدواج یک قرارداد اجتماعی و ضامن بقای نسل انسان است و امنیت و آرامش در یک جامعه، نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام‌بخش خانواده است. ولی ازدواج زودهنگام می‌تواند پیامدهای منفی از جمله؛ ترک تحصیل، خشونت جنسی،کودک‌بیوه‌گی، مرگ مادران به‌علت بارداری در سن پائین و ... در پی داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی میزان شیوع کودک‌همسری و عوامل فردی و خانوادگی مؤثر بر آن در میان دختران تازه ازدواج کرده شهرستان دلفان می‌باشد. پژوهش حاضر با رویکردی کمّی و با تکنیک پیمایش انجام شده و جمعیت آماری آن شامل دختران تازه ازدواج کرده شهرستان دلفان می‌باشد. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه مورد نیاز در این پژوهش 316 نفر محاسبه شد. با توجه به احتمال بروز مواردی مانند ناقص بودن پاسخ‌ها و یا عدم همکاری برخی از پاسخگویان، برای اطمینان از کافی بودن حجم نمونه و افزایش دقت نتایج، تعداد 350 پرسشنامه توزیع و جمع‌آوری گردید. نتایج تحقیق نشان داد که 42 درصد ازدواج‌های ثبت شده دختران تازه ازدواج کرده در شهر دلفان در سنین زیر 18 سالگی اتفاق افتاده است که بیش از دو برابر میانگین کشوری است. یافته‌ها همچنین نشان داد که سکونت در روستا، نگرش سنتی به ازدواج، نگرش مثبت به مضیقه ازدواج و دینداری رابطه مثبت و معناداری با ازدواج زودهنگام داشته و پایگاه اقتصادی اجتماعی، تحصیلات، فردگرایی، میزان استفاده از رسانه و نگرش به برابری جنسیتی رابطه منفی و معناداری با ازدواج زودهنگام داشتند. تحلیل‌های چندمتغیره نشان داد که احتمال رخداد کودک‌همسری بیشتر تحت تاثیر شرایط خانوادگی و نگرشی افراد است تا ویژگی‌های فردی همچون تحصیلات و محل سکونت. یافته‌ها همسو با نظریه میدانی کورت لوین ( که بیان می‌کند رفتار انسان در پهنه یا میدان شکل می‌گیرد و خانواده به عنوان اولین و مهمترین محیط در شکل‌گیری شخصیت، بیشترین نقش در انتقال ارزش‌ها و اعتقادات به فرد را دارد) و نظریه مدرنیزاسیون ( که بیان می‌کند که فرآیند نوسازی با گسترش تحصیلات عمومی، شهرنشینی ازدواج‌های با انتخاب آزاد و در سنین بالاتر را تشویق می‌کند و مناطق کمتر توسعه‌یافته به دلیل نبودن عامل‌های مدرنیزاسیون با پدیده پیش‌رسی ازدواج روبرو هستند) است. با توجه به یافته‌های تحقیق، پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده بر نگرش والدین نسبت به ازدواج زودهنگام، تجربه زیسته دختران و نقش رسانه‌ها در تغییر نگرش‌ها تمرکز کنند. از نظر سیاستی، توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی خانواده‌های فقیر و روستایی، فعالیت نهادهای غیردولتی در آگاهی‌بخشی و بهره‌گیری از نفوذ بزرگان محلی برای تأخیر در ازدواج توصیه می‌شود. همچنین بازنگری در سن قانونی ازدواج می‌تواند به کاهش پیامدهای منفی کودک‌همسری کمک کند.
  3. بررسی سطوح و روندهای تجرد قطعی زنان و عوامل مرتبط با آن در شهرستان‌های ایران در سرشماری‌ها‌ی 1385، 1390 و 1395
    2025
    هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی سطوح و روندهای تجرّد قطعی زنان و عوامل مرتبط با آن در شهرستان‌های ایران در سرشمارهای 1385، 1390 و 1395 بود. به این منظور با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه، داده‌های مربوط به شهرستان‌های ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که تجرد قطعی زنان پدیده‌ای چندبعدی است که علاوه بر تغییرات کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از تصمیمات فردی و خانوادگی نیز تاثیرپذیر است. بر این اساس نسبت تجرد قطعی زنان طی سه دوره سرشماری افزایش و میانگین تجرد قطعی از 5/1 به 6/3 درصد افزایش یافته است. کمترین مقدار این میزان برای سال 1385 برابر با 00/0 بوده و بیشترین مقدار برابر با 3/7 درصد می‌باشد، در حالی که برای سال 1395 کمترین مقدار از 4/0 درصد شروع شده و بیشترین مقدار برابر با 71/11 درصد می‌باشد. با توجه به یافته‌های پژوهش در سال 1385 شهرستان ابوموسی (هرمزگان) با نسبت تجرد 00/0 کمترین میزان تجرد قطعی زنان را در کل کشور داشته است. در حالی که شهرستان‌های گناوه، دیلم و دشستان از استان بوشهر با نسبت تجرد قطعی به ترتیب 3/7، 1/5 و 5/4 درصد بیشترین میزان را در کل کشور داشته‌اند. این آمار تقریباً در سال 1390 نیز قابل مشاهده است، به طوری که نسبت تجرد قطعی برای شهرستان ابوموسی (هرمزگان) همچنان 00/0 گزارش شده است و علاوه بر آن شهرستان گناوه (بوشهر) با نسبت 3/9 درصد هنوز بیشترین مقدار تجرد قطعی را در کل کشور دارد. برای سال 1395 شهرستان سیب و سوران (سیستان و بلوچستان) با نسبت 4/0 درصد کمترین میزان تجرد را در کشور داشته است؛ اما شهرستان گناوه همچنان با میزان 71/11 درصد بیشترین نسبت تجرد قطعی را در کشور دارد. یافته‌ها نشان دادند که مشارکت اقتصادی زنان با تجرد قطعی آنان در سال‌های 1385 و 1390 رابطه منفی و در سال 1395 رابطه مثبت داشت. شهرنشینی (در سال 1385)، نفوذ اینترنت و نسبت دانش‌آموختگان دانشگاهی زن در تمامی سال‌ها با تجرد قطعی زنان رابطه مثبت داشتند. همچنین، تجرد قطعی مردان و زنان در هر سه دوره همبستگی مثبت داشتند. با این حال، بیکاری مردان در هیچ‌یک از سال‌ها رابطه معناداری نشان نداد. به طورکلی پدیده تجرد قطعی را می‌توان برآیند مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و ساختاری دانست که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر رفتار ازدواج و تشکیل خانواده اثر می‌گذارد. تحولات سریع اجتماعی، تغییر سبک زندگی، کاهش کنترل هنجاری، ضعف انسجام اجتماعی و تضعیف هنجارهای مشترک در حوزه اجتماعی برکاهش تمایل به ازدواج تاثیر دارد. در حوزه اقتصادی ازدواج تصمیمی آگاهانه مبتنی برارزیابی هزینه‌ها و منافع است. در بحث ساختار، نقش تحولات کلان ساختاری نظیر نوسازی، اشاعه نوآوری و افزایش شهرنشینی در تغییر الگوهای خانواده و ازدواج اثرگذار است. با توجه به افزایش جمعیت زنان مجرد پیشنهاد می‌شود دغدغه‌ها و تجارب زیسته دختران مجردی که چالش‌های این دوره را حل و از زندگی خود رضایت دارند، مورد مطالعه قرار گیرد.
  4. بررسی تاثیر حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی دریافتی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش نهاد‌های حمایتی بر ترتیبات زندگی آنان در شهرستان رزن
    2025
    ترتیبات زندگی زنان سرپرست در مقایسه با گذشته در حال تغییر است به‌طوری‌که شاهد تنوع زیادی در ترتیبات زندگی آنان هستیم. در این بین حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار تاثیر تعیین‌کننده در مشخص نمودن ترتیبات زندگی آنان دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین ترتیبات زندگی و حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی دریافتی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش نهادهای حمایتی در شهرستان رزن انجام شد. این پژوهش به روش کمی و با تکنیک پیمایش بر روی نمونه 314 زن سرپرست خانوار انجام گرفت. افراد نمونه با روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی انتخاب و داده‌ها از طریق ابزار پرسشنامه گردآوردی شد. یافته‌ها نشان داد که بیش از 64 درصد از زنان سرپرست به دلیل فوت همسر و 26 درصد نیز به دلیل طلاق تحت پوشش نهادهای حمایتی بودند. میانگین بعد خانوار زنان سرپرست 3/2 نفر است. رایج‌ترین شکل ترتیبات زندگی زنان سرپرست، خانواده تک‌والد است و پس از آن زندگی به تنهایی در رتبه دوم قرار دارد. اکثر زنانی که به تنهایی زندگی می‌کنند در سنین سالمندی قرار دارند که اکثراً بی‌سواد و بیکار هستند. زنان سرپرستی که در سنین جوانی همسر خود را از دست داده‌اند بیشتر در خانواده گسترده به همراه والدین، برادر یا خواهر خود زندگی می‌کنند، این گروه از افراد از نظر تحصیلات و اشتغال در شرایط بهتری قرار دارند. زنان سرپرست از نظر دریافت حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی در سطح پایین و متوسط قرار دارند، این زنان به دلیل داشتن مشکلات زیاد، عدم اشتغال و سطح تحصیلات پایین، بسیار وابسته به یارانه و مستمری دریافتی از نهاد‌های حمایتی و همچنین حمایت‌های فرزندان خود هستند. نتایج روابط دو متغیّره نشان داد هر اندازه حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی از زنان سرپرست خانوار افزایش یابد تمایل آنان به تنها زیستی کاهش پیدا می‌کند. دلیل این امر وابستگی و عدم توانمندی این افراد است که نیازمند حمایت از سوی منابع رسمی و غیررسمی می‌باشند. این یافته‌ها را می‌توان با نظریه تغییر خانواده تبیین نمود، به این صورت که تغییرات مربوط به خانواده در هر جایی با فرهنگ آن جامعه مطابقت دارد. لذا الگوی همبستگی عاطفی به عنوان الگوی غالب در بین زنان سرپرست خانوار وجود دارد. نتایج حاکی از آن است رابطه معناداری بین تحصیلات، اشتغال و مسکن با ترتیبات زندگی زنان سرپرست وجود دارد. به‌طوری‌که آن دسته از این افراد که دارای شغل، مسکن، درآمد مناسب و بالاتری هستند زندگی به تنهایی را ترجیح می‌دهند. این یافته‌ها با نظریات درآمد نسبی و نظریه طبقاتی و ناتوانی دولت‌ها مطابقت دارد. بر اساس این نظریه‌ها آمال و آرزوهای مردم بر اساس وضعیت اقتصادی و درآمدی آنان شکل می‌گیرد. زنان سرپرست خانوار که به لحاظ اقتصادی دارای محدویت‌ها و مشکلات زیاد می‌باشند، با توجه به وضعیت اقتصادی و درآمدی خود، از نظر هم سکنایی نیز دارای وضعیت‌های مختلفی می‌باشند. بنابراین با توجه به وضعیت اقتصادی خانوار خود و طبقه‌ای که در آن قرار دارند نوع ترتیبات زندگی خود را انتخاب می‌کنند. با توجه به اینکه مطالعات چندانی در خصوص ترتیبات زندگی زنان سرپرست خانوار بر اساس حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی دریافتی آنان صورت نگرفته، همچنین تنوع موجود در ترتیبات زندگی این افراد و آسیب‌پذیر بودن آنان، انجام مطالعات بیشتر در این زمینه، بخصوص انجام مطالعات کیفی و طولی در تحقیقات آتی ضروری به نظرمی‌رسد.
  5. تبیین تفاوت های باروری در استان های ایران با استفاده از روش آنتروپی شانون
    2024
    ایران طی سه دهه کاهش چشمگیری در میزان باروری کل تجربه نموده به طوری که از باروری از 4/6 در سال 1365 به 8/1 در سال 1390 شد(مرکز آمار ایران 1390رسید). برخلاف سیاستگذاری دولت جهت افزایش میزان بارورری کل و تدوین و ابلاغ قوانین مختلف از جمله قانون جوانی جمعیت مصوب 1400، این رقم برای جمعیت ایرانی در سال 1400 برابر 1.65 شده است. هدف کلّی این تحقیق تبیین باروری پایین و ارائه راهکارهای سیاستی مرتبط با باروری در استان های ایران با توجه به ویژگی های اقتصادی اجتماعی آن ها با استفاده از روش ریاضی آنتروپی شانون و خوشه بندی استان ها با استفاده روش K- میانگین در بستر نرم افزار spss می باشد. یافته های پژوهش حاکی از اختلاف در سطح توسعه، شاخص های اجتماعی و جمعیتی تاثیرگذار بر باروری استان ها می باشد. میزان باروری کل استان های (مانند سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و خراسان جنوبی) با داشتن ضرایب بالاتری از شاخص های اجتماعی و جمعیتی (مانند سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و خراسان جنوبی) در وضعیت بهتری نسبت به سایر استان ها (مانند تهران، البرز و گیلان) و بالاتر از سطح جایگزینی می باشدقرار دارد. در شاخص های اقتصادی، ناهمگونی واضحی حاکم است به صورتی که فقط 8 استان، مقادیر بالایی در تابع فوق را کسب نموده اند. هرچند با این حال، استان هایی مانند سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و خراسان جنوبی که در تابع اقتصادی، مقادیر پایین را کسب نمودند، دارای میزان های باروری بالای سطح جایگزینی هستند. با توجه به هبستگی بالاتر شاخص های اجتماعی و میزان باروی کل، می توان نتیجه گرفت اگر سیاستگذاری در کشور به سمت سیاسگذاری منطقه ای با توجه شاخص های تاثیرگذار در ارتقای میزان باروری برای هر استان، سوق پیدا کند، امکان افزایش میزان باروری کل دور از انتظار نیست. در ضمن استان های البرز، سمنان، گیلان، کرمانشاه، ایلام و اصفهان، کمترین مقادیر شاخص کل را کسب نموده اند و و باید در اولویت سیاستگذاری جمعیتی قرار بگیرند.
  6. بررسی روندها و عوامل مرتبط با کودک همسری دختران در شهرستان های ایران طی دورهی 1395-1385
    2024
    کودک همسری پدیده ای است که در سراسر جهان شایع است اما نسبت آن در مناطق مختلف، متفاوت است. در ایران نیز آمارها نشان می دهد که در طی چند سال اخیر، شمار ازدواج زیر سن 18 سال در کشور نه تنها کاهش نداشته است، بلکه حتی اندکی نیز افزایش یافته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین روندها و عوامل مرتبط با کودک همسری دختران در شهرستان های ایران در سه سرشماری 1385، 1390 و 1395 می باشد. به این منظور با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه، داده های مربوط به شهرستان های ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که میانگین کودک همسری در سطح کشور در سال 1385، 30/5 درصد، در سال 1390 برابر با 85/6 درصد و در سال 1395 نیز 94/5 درصد می باشد. شهرستان های مناطق شمال غرب کشور شامل استان های تُرک نشین و مناطق شمال شرقی کشور که استان خراسان رضوی در کانون آن قرار دارد، به همراه استان سیستان و بلوچستان در هر سه سال مورد بررسی، دارای بالاترین میزان شیوع کودک همسری بودند. در سال 1385 شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی با 28/15 درصد، در سال 1390 شهرستان خلیل آباد با 05/29 درصد و در سال 1395 شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35 درصد بالاترین میزان کودک همسری را تجربه کرده اند. در مقابل، استان های یزد، سمنان، گیلان و اصفهان همواره پایین ترین مقدار را تجربه کرده اند. شهرنشینی تاثیر منفی بر میزان کودک همسری داشت. همچنین ضریب نفوذ اینترنت نیز تاثیر معناداری بر کودک همسری می گذارد. به طوری که گسترش دسترسی به اینترنت، کاهش کودک همسری را در پی خواهد داشت. تاثیر توسعه نیز بر کودک همسری در سال های 1385 و 1395 معنادار بوده و بیانگر این موضوع است که افزایش سطح توسعه یافتگی، به کاهش کودک همسری منجر خواهد شد. بر این اساس، افزایش دسترسی خانواده ها و افراد به رسانه های جمعی و افزایش سطوح توسعه می تواند باعث کاهش میزان های کودک همسری شود. لذا پیشنهاد می شود که سیاستمداران و مسئولان به ترویج برنامه های آگاهی بخش در مورد پیامدهای منفی این پدیده به ویژه در مناطق کم تر توسعه یافته بپردازند.
  7. سنجش هزینه ها و درآمد فرزندان در ایران و تأثیر آن بر میزان باروری کل طی سه دهه ی اخیر (1371-1400)
    2024
    چکیده: رفتار باروری تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. یکی از تعیین ‎کننده‎های مهمی که در ادبیات نظری به آن پرداخته شده، هزینه‎ ها و درآمد فرزندان است. در جوامع امروزی فرزندان بیش از آن که منفعت اقتصادی داشته باشند، مصرف کننده بوده و هزینه بر هستند. بنابراین، بسیاری از زوجین و خانواده ها برای به حداقل رساندن هزینه های خانواده، تصمیم بر کاهش تعداد فرزندان خواهند گرفت. هدف اصلی این پژوهش سنجش هزینه‎های مستقیم و درآمد فرزندان در ایران طی دوره‎ی 1371 -1400 و تأثیر آن بر میزان باروری کل می‎باشد. پژوهش حاضر با روش کمی و با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Stata17 و Eviews10 انجام شد. یافته‎ ها نشان می‎دهد که در طول زمان بر هزینه های فرزندان افزوده شده است. با این وجود با حذف اثر تورم مشخص می شود که هزینه‎ های فرزندان کمتر از 18 سال تا سال 1390 روند افزایشی داشته است و پس از آن رو به کاهش گذاشته است. درآمد فرزندان نیز اگرچه افزایش داشته است اما در طول دوره سهم ناچیزی از درآمد خانوار را به خود اختصاص داده است. هزینه‎های مسکن تأثیر مثبتی بر هزینه ‎های فرزندان دارد و با افزایش هزینه‎ های دولت در زمینه‎ ی آموزش، هزینه‎ های فرزندان نیز کاهش می‎یابد. به لحاظ ساختار خانوار، بیشترین هزینه و درآمد فرزندان مربوط به خانواده‎ی تک ‎والد می‎باشد و با افزایش درآمد سرپرست خانوار، هزینه‎های فرزندان نیز افزایش می یابد. شهرنشینی از جمله متغیرهای مورد بررسی است که تأثیر منفی بر باروری دارد. همچنین هزینه‎ های فرزندان هم در شهر و هم در روستا از تأثیر منفی بر باروری برخوردار هستند. در نهایت هزینه های فرزندان به طور معکوس و درآمد به صورت مستقیم بر باروری اثر می‎گذارند. در واقع استان هایی که بیشترین هزینه های فرزندان را داشته اند، دارای پایین ترین میزان های باروری هم بوده اند. به طور کلی، مطالعه ی حاضر نشان داد که هزینه ها و درآمد فرزندان به عنوان یک متغیر بلافصل تأثیرگذار عمل می‎کنند و عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی از طریق آن‎ها میزان‎های باروری را دستخوش تغییر می‎کنند. بنابراین، دولت بایستی با انجام اقداماتی همچون اجرای سیاست‎های دوستدار خانواده، ارائه‎ کمک‎های بیشتر به خانواده‎های تک ‎والد و اعطای یارانه‎ مهدکودک به خانواده ‎هایی ک
  8. تعیین کننده های اقتصادی - اجتماعی و جمعیّتی سهم و احتمال تشکیل خانوارهای تک نفره در استان های ایران در دوره ی 1395-1385
    2022
    خانواده ی ایرانی در سال های اخیر تغییرات چشم گیری را تجربه کرده است. در طول شش دهه ی گذشته به جای این که میزان رشد شمار خانوارها متناسب با کاهش رشد جمعیّت اُفت کند، در رابطه ای معکوس افزایش یافته است. پدیده های نوظهور در خانواده ی معاصر ایرانی باعث افزایش روند تشکیل خانوارهای تک نفره نسبت به گذشته شده است. آمارهای سرشماری نشان می دهد که درصد خانوارهای تک نفره در طول پنج دهه از 1335 تا 1385 با تغییری نامحسوس از 5/4 درصد در سال 1335 به 5/2 درصد در سال 1385 رسیده است. در دوره ی 1395 – 1385 شمار این نوع خانوارها 63/5 درصد افزایش یافت و از 5/2 درصد در سال 1385 به 8/5 درصد در سال 1395 رسید. افزایش خانوارهای تک نفره می تواند منجر به افزایش مصرف منابع، انرژی داخلی و زمین، انتشار گازهای گلخانه ای، تولید زباله، از بین رفتن تنوّع زیستی در سطح زمین و مصالح مورد نیاز برای ساخت وساز شود. در این پژوهش با روش علّی ـ مقایسه ای و با استفاده از رویکرد مقطعی به بررسی نقش تعیین کننده های اقتصادی ـ اجتماعی، جمعیّتیِ سهم و احتمال تشکیل خانوارهای تک نفره در استان های ایران در دوره ی 1395-1385 پرداخته شد. آماده سازی داده ها و پردازش آن ها در محیط SPSS نسخه ی 25 انجام شد. تحلیل ها نیز در دو سطح خُرد و کلان انجام شد. واحد تحلیل در سطح خُرد خانوار و در سطح کلان استان است. جمعیّت آماری در سطح کلان 31 استان ایران و در سطح خُرد نمونه ی دو درصد داده های خام سرشماری در سال های 1385، 1390 و 1395 است. داده های در سطح کلان از نتایج تفصیلی سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان های ایران در سال های 1385، 1390 و 1395 و داده های در سطح خُرد از داده های نمونه ی دو درصد اطّلاعات خام سرشماری های یادشده اقتباس و پردازش شد. به منظور بررسی روابط بین متغیّرهای مستقل با متغیّر وابسته با توجّه به نحوه ی توزیع داده ها از آزمون های آماری نظیر تحلیل واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون، رگرسیون لجستیک و رگرسیون خطّی چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که درصد خانوارهای تک نفره در همه ی استان ها افزایش یافته و در بین استان ها از لحاظ سهم خانوار تک نفره تفاوت معناداری وجود دارد. در میان استان های مورد بررسی، سیستان و بلوچستان بیشترین تحوّل را در افزایش سهم خانوارهای تک نفره تجربه کرده است. این بیانگر آن است که سطح توسعه ی ا
  9. عنوان: بررسی رابطه ی بین سبک زندگی و تمایل به فرزندآوری در میان زنان همسر دار 49-15 ساله ی شهر نورآباد
    2022
    فرزندآوری یکی از عوامل مهم تغییرات جمعیّتی است که طی چند دهه ی اخیر تغییرات زیادی در نقاط مختلف دنیا به خود دیده است. از سال 1990 تا 2019 باروری در منطقه ی غرب آسیا به سمت شرق این قاره با شیب ملایمی کاهش یافته است. ایران نیز در مسیر این گذار باروری قرار دارد. کاهش باروری در استان لرستان و شهر نورآباد هم تجربه شده است. سبک زندگی که تعیین کننده های گوناگون دارد می تواند این پدیده را به شکل های مختلف تحت تأثیر قرار دهد. این تحقیق با هدف بررسی رابطه ی بین سبک زندگی و تمایلات فرزندآوری در میان زنان همسردار 49-15 شهر نورآباد انجام گرفت. پژوهش کمّی است و با روش پیمایش انجام گرفته است. واحد نمونه گیری خانوار و واحد تحلیل یک زن همسر دار 49-15 ساله است. حجم نمونه 381 خانوار تعیین شد. برای جلوگیری از ریزش نمونه 400 پرسش نامه تکمیل شد که در نهایت داده های 390 نفر تحلیل شد. روش نمونه گیری ترکیبی از روش های خوشه ای چند مرحله ای، تصادفی ساده و تصادفی سیستماتیک بود. آزمون های مختلف متناسب با سطح سنجش متغیّرها همانند جداول تک بعدی، جداول توافقی، رگرسیون، معادلات ساختاری و تحلیل مسیر مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که 77/7 درصد از زنان پاسخ گو تمایلی به داشتن فرزند از خود نشان نداده اند و 74/9 درصد نیز از وسایل پیشگیری استفاده می کردند. تعداد 5 فرضیه تأیید و دو فرضیه نیز رد شد. آنچه بیشتر نمود داشت این بود؛ افرادی که در پایگاه بالاتر بودند و سطح اقتصادی مناسب تری داشتند، تمایل کمتری به فرزند آوری داشتند.